دو مجرا نخست از يكى از دو لايهى پيشآبدان رد مىشود تا به گردن پيشآبدان برسد سپس از لايهى دوم گذر مىكند ، ازاينرو است هرچه به درون پيشآبدان سرريز مىشود لايه درونى را به بيرونى مىچسباند ، و هرچه بيشتر پر مىشود اين چسبندگى لايهها بيشتر مىگردد و دهانه پيشآبدان بستهتر شده و نمىگذارد ، اندكى پيشآب گرد آمده در پيشآبدان به بالا برگردد ، همچنان پذيرش پيشآب را به پيشآبدان آسانتر دنبال مىكند تا پيشآبدان را سنگين كند و هرگاه ناراحتى احساس شود آن ، ماهيچه را وامىدارد كه از بستن دهانهى پيشآبدان دست بردارد پس پيشآبدان بر آنچه در درون خود دارد فشار مىآورد ، تا پيشآب بيرون ريخته شود .
پسماندههاى سفت پس از تهى و پاكيزه شدن از هرگونه ارزش خوراكى به راست روده رانده مىشوند اين روده گشاد است و توانايى گرد آوردن پسماندههايى بسيار را داراست تا آدمى پيوسته براى بيرون راندن به پا نخيزد هنگامى كه پسماندهها سنگينى كنند و يا احساس سوزش ( نوك نوك زدن ) پيدا شود ، سبب ناراحتى جاندار شده آنها با خواست خود ماهيچهى نگهدارنده را آزاد كرده و پسماندهها بيرون مىروند
چنين است سرنوشت خوراك از هنگام وارد شدن به تن و تا برداشت از آن و سپس بيرون راندن پسماندهها به خواست خداوند .
شناخت ديوارهى شكم « 1 » :
در پشت پوست پوشانندهى شكم ماهيچههاى هشتگانهاى كه گفتيم قرار دارد و در پس ماهيچهها ، پردهاى فشرده كه صفاق نام دارد ديده مىشود و پس از صفاق ( بافت چربى ) چادرينه « 2 » و پس از آن اندامهاى درونى شكم گذارده شدهاند .
فتق به دنبال پارگى صفاق در پردههاى شكم پديد مىآيد .
شناخت خايهها و نرينه :
از استخوان شرمگاه « 3 » اندامى عصبى پر از فضاهاى گسترده رويش مىيابد به آن نيز
هامش
( 1 ) . مراق : ن . ك « مراق » نمايه واژگان
( 2 ) .peritoniun: چادرينه ، پردهى صفاق ( شامهى شكم )
( 3 ) . عانهpubis