7 - در فصل ششم زيرنويس صفحه شصت و چهارم : براى توضيح بيشتر درباره تكميل به فهرست مراجعه گردد .
8 - در فصل هفتم از ابتدا تا انتها : رازى تمام نكات بسيار ارزنده در باب توجه به چشم و گلو و اعضائى كه در موقع بروز آبله بايد بدانها توجه داشت با منتهاى دقت تنظيم گرديده است و تقريبا مىتوان گفت از نظر اصول سهل است از هر نظر با موازين طب كنونى مباينت ندارد .
در اين فصل رازى از جميع عواقب وخيم بر اثر آبله و سرخك ( مخصوصا آبله ) صحبت مىنمايد كه با مختصر تعمقى مىتوان بدقت نظر يك طبيب كلينيكى اعتقاد يافت .
درباره مصون داشتن چشم از آفات آبله مطلب بسيار صريح و روشن و محكم ادا گرديده است . بشرح ايضا درباره عواقب ناشيه از آبله در گلو و حلق .
اين فصل از نظر علمى و اپيدميولوژى بهترين فصول كتاب مىباشد كه تا چه حد رازى توانسته است حق مطلب را ادا نمايد . اگر با ديده انصاف نگريسته شود ، مىبينيم در دور اينكه معلومات و اطلاعات كنونى نبوده رازى از عهده امر بسيار توانا برآمده است .
9 - در فصل هفتم صفحه شصت و هفتم سطر سوم : توجه رازى به مردمك ( نىنى ) و ديد چشم
( Vision )
مىباشد .
اگر با نظرى سطحى به اين قسمت بنگريم و از آن بگذريم از انصاف دور مىباشد ، بدليل آنكه مىبينيم تا چه حد رازى توجه به چشم را مورد نظر داشته است .
« بايد دانست طبقات و قسمتهاى چشم از نظر تشريحى از جلو به عقب از قسمتهاى زير تشكيل يافته است :
1 ) ملتحمه
( Conjonctivc )
،
2 ) قرنيه
( Corne ? e )
،
3 ) عنبيه
Iris
( پردهاى كه وسط آن سوراخى است بنام
Pupille
مردمك يا