مثلا باكترى و يا ويروس گذاريم مىبينم كه فرض هزار سال قبل رازى امروزه نيز قابل قبول مىباشد » .
اين نظر از قديم تقريبا مورد قبول پزشكان بوده است تا آنجا كه به ادبيات ما هم سرايت نموده است .
خاقانى گويد :
« نه مه غذاى فرزند از خون حيض باشد * پس آبله برآرد صورت شود مجدر ،
« نه ماه خون حيضى چون آبله برآرد ؟ * سه ساله خون خلقى آخر چه آورد بر ؟ » .
2 - در فصل پنجم صفحه پنجاهم در زيرنويس : درباره « شربت سويق الشعير » شرح آن مفصل ضمن فهرست غذاها آمده است .
3 - در فصل پنجم صفحه پنجاه و دوم سطر هفتم : كلمه يمانيه ضمن زيرنويس به يك نوع اسفناج توضيح داده شده است . اينك اضافه مىنمائيم :
« يمانيه : قسمى از جو كه خوشه آن سرخ است ( فرهنگ نفيسى ص 4017 )
4 - در فصل پنجم صفحه پنجاه و سوم سطر پنجم : رازى نكته بسيار اساسى را در بيمارى آبله متذكر گرديده است و آن اينكه دستور مىدهد بايد صورت بيمار را با آب صندل و كافور شست و بطور دائم آنها را جلوى بينى بيمار نگاه داشت » . اين نكته از نظر جلوگيرى بيمارى و عوارض آن بسيار معتبر مىباشد ، چرا كه پاك نگاهداشتن و ضد عفونى نمودن مجارى تنفسى مخصوصا مجارى فوقانى تنفسى در اين بيمارى بىاندازه مهم مىباشد . امروز نيز در موقع انتشار گريپ و همچنين در موقع ابتلاء بيمار به آبله و سرخك و امثال آنها اين نكته رعايت مىشود .
5 - در فصل پنجم صفحه پنجاه و پنجم سطر نهم : رازى از سنكجبين شكرى سخن گفته است :