اين محلول يا محلولها همان است كه بلفظ اعم در زبان فرانسه
( Collyre )
ناميده مىشود .
بعلاوه رازى در ناصورهاى اشكى
( Fistules lacrymales )
طريقه داشته كه درين قبيل ناصورها شكافى به كيسه مىداده و بدينوسيله آنها را معالجه مىنموده است .
وى در رسالات خود در باب چشمپزشكى از اسبابى گفتگو مىنمايد كه به كار معالجه پلكها مىخورده است .
از آن گذشته علاوه بر آنكه در اغلب مولفاتش فصلى مربوط به درمان بيمارىهاى چشم داشته ، چند رساله مستقل ضمن فهرست كتب و آثار وى به چشم مىخورد من جمله :
« فى علاج العين بالحديد » و « فى الادويه العين و علاجها » كه اين رساله را براى شاگرد خود يوسف بن يعقوب تاليف نموده است .
بارى پس از آنكه رازى به آبمرواريد مبتلى گرديد ، كحالى نزدش مىآيد و ادعا مىنمايد كه آن را عمل نمايد و يا باصطلاح قدما قدح نمايد ( كشيدن آب چشم ) .
رازى از وى سئوال مىكند : « كه طبقات چشم را برايش شرح دهد » .
چشمپزشك نمىتواند به خوبى از عهده آن برآيد .
رازى وى را خطاب نموده : « تو كه از طبقات چشم سررشته ندارى چطورى خواهى چشم مرا عمل نمائى » . آنقدر دنيا را ديدهام كه خسته شدهام .
ايضا در فصل هفتم صفحه شصت و نهم : رازى تاكيد بليغ در توجه به چشم مىنمايد و بسيار اصرار مىورزد كه : « اگر آبله درشتى در سياهى چشم زند ، بايد سورمه را با گلاب مخلوط كرد و چند مرتبه در روز در چشم بيمار چكاند و بايد ويرا وادار كرد پارچهاى بر چشم گذارد ( رفاده ) و آن را بست يا از همان شياف پس از حذف زعفران و اضافه نمودن كمى شادنه به چشم بيمار چكاند ، تا برآمدگى زياد ايجاد نشود » .
چنان كه از سياق عبارت مستفاد مىگردد ، رازى تكرار در چكاندن دارو را