قدما طبقات و قسمتهاى چشم را در هفت پرده و سه آب منقسم مىنمودند بدين شرح :
« كرد آفريدگار تعالى بفضل خويش * چشمت بهفت پرده و سه آب منقسم :
صلبه « 1 » ، مشيمه « 2 » ، شبكه « 3 » ، زجاجيه « 4 » و جليد « 5 » * پس عنكبوت « 6 » و بيض « 7 » و عنب « 8 » ، قرن « 9 » و ملتحم « 10 » »
معروف است كه رازى در آخر عمر مبتلى به آبمرواريد ( آبشار
Cataracte
) گرديد و چون اعمال جراحى در چشمپزشكى انجام مىداده و از آن گذشته براى جلوگيرى از عوارض آبله و سرخك سورمه و قطره و شياف و روغنهائى داشته كه استعمال مىنموده ، بدين مناسبت سررشته نسبة جامعى ( به اعتبار دوران ) از بيماريهاى چشم داشته است بدين شرح :
رازى انواع سورمه و قطره ( دواى چشم ، قطور ، يا كحول ، كحل ، سرمه ) داشته كه دو نوع آن بدين شرح مىباشد :
سورمه خشك
( Collyre Sec )
،
و قطره چشم
( Collyre )
كه در بيماريهاى چشم و يا جلوگيرى از عوارض بيمارىهاى اين عضو به كار مىبرده است .
اولى گردى مركب از انتيمون
Antimoine
و صبر زرد بوده كه به چشم مىريخته ( به چشم مىكشيده ) و دومى محلولى بوده كه با آب گل سرخ و بعضى مواد ديگر ( چنان كه در فصل هفتم آمد ) به چشم مىچكانده است . وى بسيار اصرار داشته كه براى محافظت چشمها اين محلول ضرورى است .
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 ) - مقصود صلبيه و مشيميه و شبكيه و زجاجيه و جليهيه مىباشد
( 6 ) - عنكبوت يا عنكبوتيه باحتمال قوى جسم حدبى است
( 7 ) - بيض مقصود قسمت جلوى صلبيه و ياIIumeur ? aqueuseاست ؟ .
( 8 و 9 و 10 ) - مقصود عنبيه و قرنيه و ملتحمه است .