نكات و ملاحظات و حواشى و موضوعات از قلم افتاده
1 - در فصل اول صفحه سى و پنج سطر سوم : رازى معتقد بوده كه جالينوس علاوه بر آنكه از بيمارى آبله اطلاع داشته در كتاب قاطاجانس « از مرهمى توصيف نموده و گفته است : « مرهم مزبور براى فلان نبض و فلان مرض و براى آبله نافع است » .
عده از مطلعين و محققان را عقيده آن است كه آبله ( يا اطلاع از اين بيمارى ) در خاورميانه قديم نيست . اين نظر چندان صحيح نمىآيد براى آنكه اين بيمارى از دوران خيلى قديم در خاورميانه وجود داشته و بموجب تحقيقات محققين سازمان بهداشت جهانى « اين بيمارى به همان اندازه قديمى است كه آفرينش كوهها ، و آثارى كه بر صورت رامسس پنجم سلطان مصر است در نتيجه آبله مىباشد » ( روز بهداشت جهانى هفتم آوريل 1965 - قسمت پنجم درباره آبله چنين اظهارنظر نموده است :
« As old as the hills »
. در صفحه سى و ششم بند اول : رازى درباره بيمارى آبله از قول جالينوس مىگويد :
« باقيمانده غذاها كه تبديل به خون نگرديده در اعضاء مىماند و متعفن شده و بمرور بر حرارت آن افزوده مىگردد تا آنكه سرخى و دانه آبله و ساعيه توليد نمايد » و در بند دوم و سوم در همين صفحه تحقيقى نسبتة متمتع درباره آبله نموده است .
آنگاه تا آخر فصل رازى شخصا نظرات خود را درباره علت و سبب بروز آبله تشريح مىنمايد كه از تمام آنها چنين مستفاد مىگردد :
« كه رازى انتقال بيمارى آبله را توسط عاملى از راه خون مىدانسته است » .
اين مطلب را يكى از دانشمندان انگليسى متخصص در تاريخ طب بنام چارلز گرين كمستون
( Charles Greene Cumston )
در كتاب تاريخ خود چنين استنباط نموده است :
« . . . . حال اگر اين عقيده را با علت امروزى مطالعه نمائيم و بجاى مخمر