سيم : احتراز است از اعتنا به اسباب هموم و غموم ، حديث معتبر از جناب امير - عليه السّلام - روايت شده كه « من كثر همّه سقم بدنه » ؛ يعنى كسى كه غصهء أو بسيار شد ، بدن أو عليل مىشود و اين مرحله محسوس و مىدانم اسباب حدوث هموم و غموم از براى آن حضرت بسيار است ، از جهت امور متعلقه به سلطنت و امور متعلّقه به شريعت و ملّت از جهت اختلاف اغلب علماى بلدان چه فيما بين خود و چه فيما بين احكام صادره از ايشان كه سبب تحيّر مىشود ، چه اجراى همه ممكن نيست و اجراى بعضى موجب كسالت در بخش ديگر است ؛ و از جهات ديگر كه ملتفت كلّ هستم و عريضه و مقام را گنجايش عرض نيست و امور متعلقه به لشگر و عسگر و امور متعلّقه به رعيّت از جهت اخذ ماليات و غيره لا بدّ منها با نبودن تخفيف اصلا و ضعف و پريشانى اغلب رعايا البته سبب بزرگ است از براى همّ و غمّ و ادات خجسته صفات شفيق مهربان نسبت به عامهء بندگان خدا خصوصا فقرا و ضعفا ، ولى چاره نيست جز اينكه اعتنا به اين خيالات نفرمايند . نهايت برحسب پيشرفت در مقام اعانت و رعايت بوده و هستند ؛ چنانچه اين مرحله را اگر بسيارى از مردم نمىدانند ، كسانى كه با اطلاع از مراسم سلطنتيه و ديوانيه ، خاصه حقير كه مدّتى در طهران بودهام و خود در كار بودهام كه چقدر آن حضرت ، چه آن اوقات و چه بعد از آن ، در تمام دورهء سال در مقام اصلاح امر خلق و طلب تخفيف و رفاهيّت خلق خدا خصوصا در باب قيمت غلات ديوانيه و تخفيف در آنها اهتمام فرمودهاند و مىفرمايند ؛ بلكه اين مطلب نبايد بر غالب مخفى باشد كه كلّى ضرر همين غلات اين سنوات را آن حضرت محتمّل شدند كه در مقام تقويم در منال ديوانى چقدر محسوب داشتند و آن حضرت به جهت رفاهيه چه نحو مرعى داشتند و با ضرر جنس از ادات با كرايه حمل مىشود كه همان آوردن در اين بلده موجب ارزانى و فراوانى
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: يوسف بيگ باباپور
ص١٣٣