آداب كورچكين نام تاجر در خدمت پتر كبير
در ذكر اين حكايت ، غرض اين است كه چنانچه اين سلاطين درصدد « 1 » تمهيد قواعد عدل و تدبير مصالح ملك و آسايش رعيتاند ، رعيت اين ممالك نيز به « انصاف » و « حسن سيرت » موصوفاند .
فرضا به مرتبه [ اى ] حفظ ناموس سلطنت را واجب مىدانند كه بذل « 2 » مال و عيال به رغم ايشان در طريق عشق او منزل است .
وقتى كه « پتر كبير » وارد « حاجى ترخان » شد ، « كورچكين » نام ، كه مردى متمول بود ، شرفاندوز حضور « پتر » گرديد و از « ايمنى راهها » و « عبور قافله » و « زيادتى معامله » و « مكنت تجّار » و « وفور منفعت كسبه » زبان گشود و شرط « شكر » و « ثنا » بهجا آورد و به خانهء خود كه به منزل پادشاه 200 گام بيشتر مسافت نداشت ، رجعت كرد .
روز ديگر ، على الصباح ، 12 غلام مملوك خوبروى مشكينموى ، كه در سفر بلاد منتخب آورده بود ، آنها را با البسهء فاخره بياراست ، و به دست هريك 3000 « منات » « 3 » كه 1050 « تومان » باشد ، گذاشته و با خود به سراى پادشاه برد و اين ساعت « پتر » ، موافق عادت ، تازه از خواب برخاسته « 4 » بود و به راه رفتن و در فضاى « خوابگاه » ، رفع كسالت مىكرد .
جمعى ديد مىآيند عارى از شرايط تمكين و ادب [ و ] شبيه [ به ] كسانى كه به
هامش
( 1 ) . در اصل : درصد
( 2 ) . در اصل : بزل
( 3 ) . در اصل : مناط
( 4 ) . در اصل : برخواسته