تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
ازمنه [ سابق ] ، پادشاه « چين » را بر « تتر » استيلائى نبود و خود به رأسه پادشاهى داشتند . 200 سال است كه مقهور حكم سلطنت « چين » شدند . در عدهء شهرهاى اين سلطنت اغراق گفته‌اند . دو شهر كه اعظم همه است ، غير پاكين هست ، كه به « نانكين » « 1 » و « كنتون » « 2 » موسوم است . پادشاه « چين » ، به واسطهء « قدمت دولت » و « وضع حكم » و « كثرت نفوس » و « فرط بلاد » كه در تحت حكم او زيست دارند ، به حدى « متكبر » است كه به خلط و دوستى هيچ‌يك از سلاطين مايل نيست ، و ارادهء « مراوده » با احدى ندارند . نظم
نه بدان كوى كسى دارد راه * نه از آن سوى ، كسى مىآيد
تنهايى و وحدت را دوست دارد [ و ] در اين ازمنه ، اهالى « اروپا » ، اذن كشتىهاى تجارت خود را به درياى محاذى شهر « كنتون » گرفته‌اند ، رفت‌وآمد دارند ؛ اما در نهايت « ضبط » و « دقت » . با اين احتياط ، باز فسادى واقع شده و « انگليز » در « تجارت » راه « نزاعى » باز كرده ، به جريان سفاين حربيّه ، مبالغى خطير ، وجه متاركه از سلطنت « چين » گرفتند . متاع تجارت اينها ، كه به همه‌جا برده مىشود ، « ورق « 3 » چاى » و « پنبه » و « حرير » و « ظروف چينى » و « چوب چينى » است . حالت حكم‌شان ، على الاجمال اين است كه « پادشاه » را به منزلهء « رب » مىدانند [ و ] چنان پاس اطاعت « پادشاه » ، فيما بين ايشان مرعى است كه اگر كسى را به هلاكت « 4 » حكم كنند ، او خود در نهايت جهد ، خود را به هلاكت مىرساند ، تا خود اجراى حكم كرده باشد . « 5 »
هامش
شمالىHuabei Pingyuanگرفته است . اين شهر در سال 2000 م . 000 ، 839 ، 10 نفر جمعيت داشته است . ( 1 ) . نان‌جينگ( Nanjing )كهNan Chingيا نانكين( Nanking )هم ناميده مىشود ، شهرى است در شرق چين و مركز استان جيانگ‌سو( Jiangsu )كه در كنار رود يانگ‌تسه( Yangtze )واقع شده است . اين شهر در قرن 8 پيش از ميلاد ساخته شده و در سال 2000 م . 000 ، 740 ، 2 نفر جمعيت را در خود جاى داده بود . ( 2 ) . جوانگ‌ژو( Guangzhou )كه به آن كانتون( Canton )يا خوانگ‌چو( Kuang chou )ياKwangchowهم مىگويند ، شهرى است در جنوب چين و مركز استانGuangdong، كه از قرن سوم پيش از ميلاد آباد شده و در سال 2000 م . 000 ، 893 ، 3 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . برگ . ( 4 ) . در اصل : حلاكت ( 5 ) . هاراكيرى( hara kiri )، نوعى خودكشى مذهبى . كسى كه قصد خودكشى دارد ، چاقو را به يك پهلوى خود فرومىكند و با شدت به طرف پهلوى ديگر مىكشد و به عبارت ديگر شكم خودش را پاره مىكند .