وزير را « مندار » گويند . حكم پادشاه بايد به واسطه « مندار » در خلق انتشار يابد و اين ترتيب براى آن است كه وزير اول تا هشتم ، اگر در تغيير حكم راه اولويتى بينند ، مىتوانند معلوم نمايند . به نهم كه رسيد ، تغييرپذير نيست .
اكثر اهل « چين » متمّولاند ؛ و به اين جهت در مبالغه امتعه واحد القولند .
امانتشان به مرتبهاى است كه گويا به اين صفت « مفطور » « 1 » ند .
« علوم غريبه » در بسيارى از بلاد « چين » متداول است . نظر به بعضى كتب « تواريخ قديمه » كه دارند سلطنت بلكه عالم خود را قديم مىدانند .
اهل « چين » ، على التحقيق ، تا 000 ، 000 ، 150 [ نفر ] تعداد شدهاند .
و ديانت ايشان « 2 » عبادت اصنام و شمس و قمر و آتش و آب است .
هامش
( فرهنگ فارسى معين ، 4 / 3503 )
( 1 ) . مفطور( maftur )، خلق شده .
( 2 ) . مردم سرزمين چين ، در تمام طول تاريخ ، هيچگاه دينى نداشتهاند و به يك سلسله قواعد و اصول اخلاقى انسانى پاىبند هستند . پس از آنكه به مكتب « كمونيسم » ( در قرن 19 ميلادى ) گرويدند ، در كنش و منش و پندار و گفتار خويش تغييرى ندادند .