تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
موسوم شد . فيما بين « روسيّه » ، شهر « قسطنطنيه » به « قسطنطين آپل » « 1 » مشهور است . و اين شهر به حسب « وسعت » و « جمعيت » و « عمارت » سيّم شهر دنيا 813 [ است ] در تقويم سال قبل « روسيّه » ، جمعيت شهر « قسطنطنيه » را 000 ، نفر نوشته بودند . و شهرهاى عظيمهء ديگر در ممالك « آل عثمان » هست ، و همه به ظرافت و كمال آبادى و كثرت خلق معروفند . در 1452 ى مسيحى ، كه فيما بين « قسطنطنين » ، پادشاه « قسطنطنيه » و پادشاه مملكت « رومانيه » « 2 » محاربهء شديد بود ، « آل عثمان » ، « قسطنطنيه » را متصرف شدند . معادن « نقره » و « مس » در محروسهء « آل عثمان » است ، كه [ هر ] سال ، مبلغ‌ها از آنها منفعت مىبرند . معدن معروف ايشان در جبال زيتونيه ارمنيّه است ، كه نقرهء زياد به عمل مىآيد . و معدن « مس » قريب [ به ] « دياربكر » [ است ] . حالت حكمشان به مقتضاى ارادهء « سلطان » است . از « دار السلطنه » به هر شهرى « وزيرى » مأمور است و از جانب « وزير » به قصبات توابع « مدير » و مسلّم چنان‌چه رتبهء وزراى مأمور بالاتر شود ، بيشتر مىشوند . در همهء شهرها « دار الشّورا » و « اعضاى مجلس » براى « تدبيرات ملكى » معين است كه اوامر سلطنت به استحضار آنها جارى است . تا قريب 1235 هجرى ، مدار نظم سلطنت « آل عثمان » ، برحسب قواعد قديمه موروثه ايشان و تصرفات طايفه « ينگچرى » « 3 » بود ؛ به اين جهت دايما خللى در هر رعيت و خزانهء ايشان به هم رسيد . « سلطان محمود خان » پدر « سلطان مجيد خان » - كه سلطان اين عهد است - به عزم قوى ، طايفهء مزبور را از مداخلهء ملكى خلع و تمامت ايشان را به معرض قتل درآورده ، و از
هامش
( 1 ) .Constantinople. ( 2 ) . رومانى( Romania )كشورى است در جنوب شرقى اروپا و غرب درياى سياه ، كه سرزمينى است نيمه كوهستانى ، كه در سدهء پانزدهم ميلادى تحت تسلط امپراتورى عثمانى درآمد . اين كشور 500 ، 237 كيلومتر مربع وسعت و 552 ، 303 ، 22 نفر ( 2006 م . ) جمعيت داشته و پايتخت آن شهر بخارست( Bucharest )مىباشد . ( 3 ) . ينگىچرى ( ينگچرى ) يا ينىچرىYenicheriدر فرانسوىJanissairesكه واژه‌اى است تركى ، به معناى سپاه جديد ( يعنى : جديد + چرى : سپاه ) ، كه در ارتش قديم عثمانى ( از قرن 14 ميلادى به بعد ) به جوانان مسيحى گروگان گرفته شده كه تحت تعاليم سخت نظامى و دينى و انضباطى قرار گرفته بودند ، گفته مىشد . اين سپاه بعدها چنان قدرتى به‌دست آورد كه اغلب در عزل و نصب سلاطين عثمانى دخالت مىكرد . سلطان محمد دوم در سال 1826 م . آنها را قتل‌عام كرد و به موجوديت و قدرتشان پايان داد .