تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
چهار پنج شليك توپ بيشتر نشده بود ، [ كه ] اينها قلعه اول را متفرق مىسازند . عساكر « انگريز » ، فرارا روبه قلعه دوم مىروند و سوارهاى « انگريز » به‌قدر 400 نفر در ميان گودال‌هاى بزرگ افتاده ، هنوز نيفتاده ، مثل « عزراييل » بالاى سر آنها حاضر [ شده ] و قتال مىنمايند و قلعه دوم را هم متفرق مىسازند . فراركنان عساكر « انگريز » رسيد به عساكر « بحرى » و تلاقى شد كه از ميان دريا ، از كشتىهاى جنگى بناى شليك را گذاردند . « عثمان دكنه » امر به مراجعت داده و در مراجعت ، مال‌ومنال و خيمه و خرگاه را كه با فرمانده بود ، به يغما بردند و از عساكر « انگريز » 3460 نفر جان سالم و مقدار 1300 نفر مجروح بدر بردند ؛ و « باكر پاشا » ى سابق الذكر هم مجروح گرديد . تلگرافا خبر دادند . امر به رجوع عساكر « انگريز » آمد . بعضى به « مصر » آمدند و بعض ديگر به « قبرس » « 1 » آمدند و شايع شد كه سبب برگشت لشكر « انگريز » از جهت شدت گرما مىباشد . و نيز شايع شد كه بعد از 5 ماه ديگر ، عساكر « انگريز » به سمت « سودان » مىرود . و صاحب‌منصبان مصرى كه در سمت « سواكن » محبوس بودند و حسب الحكم مجلس عسكريه سابق الذكر كه اخراج بلد شده بودند ، كلا فرار كرده ، به « عثمان دكنه » التجا مىآورند و « عثمان » صاحب‌منصبان را نزد « احمد محمد » مىفرستد ، كه حالا سودانىها « 2 » را تعليم نظام مىدهند . و « عثمان دكنه » قبايلى [ را ] كه اطاعت « انگريز » كرده بودند ، آب را به روى ايشان بسته و در مقام تلافى برآمده ؛ قبل از آمدن فدوى ، در پانزدهم شهر رمضان 1301 [ ه . ق . ] شايع شد كه حكمى از « احمد محمد » به « عثمان دكنه » رسيده ، كه قبيلهء بشارى را برداشته ، روبه جانب « قصير » « 3 » بيايند . « قصير » در كنار دريا واقع شده است . بين « سواكن » و « سويس » « 4 » است . تا « اسيوط » « 5 » 8 روز است ، كه وسط « سعيد » است .
هامش
( 1 ) . در اصل : قبرص ( 2 ) . در اصل : سودانها ( 3 ) . قصير( AL Qusayr )، بندرى است در كشور مصر ، در كنار درياى سرخ در جنوب قاهره . ( 4 ) . سويس يا سوئز( Suez )، بندر مهم مصر در كنار كانال سوئز و خليجى به همين نام و مركز استانas - suwaysكه در سال 1998 م . 000 ، 417 نفر جمعيت داشته است . ( 5 ) . اسيوط( Asyut )شهرى در كنار رود نيل و جنوب مصر ، كه در سال 1996 م . 498 ، 343 نفر را در خود جاى داده بود .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 319 | هارون وهومن