را « قوردن پاشا » تماما آتش زد ، از جهت معاف بودن از باقى ماليات « ديوان » . و اعلان عامّه نمود و كوچه و بازار « خرطوم » و اطراف « سودان » منصوب ساخت .
مضمون اعلام اين بود كه : « سودان ، مال سودانى مىباشد . و « احمد محمد » رئيس و بزرگ بر « سودان » و اهالى « سودان » است و بيع شراى كنيز و غلام هم جارى باشد . »
اين خبر به اطراف « سودان » انتشار يافت .
قبايل و اعرابى كه در طاعت حكومت « مصر » بودند ، و از حكومت « مصر » [ هم ] خائف بودند ؛ وقتىكه اين اعلان را ديدند ، مجلسى پيش خود فراهم كردند كه اگر امروز ما اطاعت « احمد محمد » [ را ] بكنيم ، فردا « مال » و « عيال » ما دستگير عساكر او خواهند شد . جميعا در نهايت خضوع و خشوع ، حلقهء اطاعت و فتراك بندگى در آغوش انداخته ، سر اطاعت به آستانش سائيدند .
« قوردن پاشا » ، خلعتى با « نشان » و « فرمان » به مظاهرت « احمد محمد » فرستاد ، به اين مضمون كه : « جميع سودان مال خود شما باشد ، ولو از جانب دولت انگريز ، حكمران باش . »
« احمد محمد » ، « خلعت » با « نشان » را اعادت داده ، يك خرقه درويشى از جهت « قوردن پاشا » ارسال مىدارد و مرقوم مىدارد كه : « هرگاه مىخواهى [ كه ] در امان ما باشى ، اسلام قبول كرده ، اين خرقه كه لباس تبعيت است ، در آغوش افتخارت بياويز ؛ و الّا آنچه بر هكس گذشته ، شما نيز خواهيد ديد . »
از اينطرف ، « محمد خليفه » به « خرطوم » مىرسد ، با 000 ، 60 نفر جمعيت ، فورا محاصره مىكند [ و ] « قوردن » با 2000 جمعيت بيرون مىآيد . 000 ، 12 نفر از عساكر « مهدى » بيرون آمده و اين 2000 جمعيت را شكست داده و داخل « خرطوم » مىنمايند .
« قوردن » به خيال اينكه اين شكست به واسطه « حسين پاشا » و « حسن پاشا » مىشود ، امر نموده [ تا ] هردو را طناب مىاندازند .
بعد از كشتن اينها ، اعراب و مشايخ از « قوردن » رنجيده و تنفر پيدا كردهاند . وقتى كه اين حالت را ملاحظه مىكند ، قلعه و سنگرها را به « حيدر پاشاى ابراهيم » مىسپارد و خود [ به ] يكى از « 1 » كليساهاى معتبر كه بسيار محكم مىباشد ، رفته ، بهقدر 2000 نفر از روميان و مسيحى ملت با تفنگهاى مارتينى در آنجا جاى داده و « خرطوم » در تحت
هامش
( 1 ) . در اصل : ا