« جنرال قونسول انگليس » ، حسب الاشارهء « لندن » ، 10 نفر قاصد روانهء « خرطوم » مىكند و هر قاصدى را 1000 ليره قرار مىدهد و 200 ليره او را قبل از حركت مىدهد ، اگر كاغذى از « قوردن پاشا » « 1 » بياورند ، باقى را دريافت دارند . 2 ماه قبل از آمدن ، قاصدها رفته بودند و خبرى از قاصدها نبود . همينقدر شايع بود كه 8 نفر از قاصدها ، دستگير و اسير « محمد خليفه » شدهاند .
و در « لندن » هم مجلسى منعقد گرديد و از دولهاى بزرگ و دولت « عثمانى » اجزائى فرستادند . حكومت « انگريز » در خيال اين بود كه از جهت ماليات مصر اين مجلس منعقد بشود . دولت « فرانسه » با « عثمانى » در خيال اين بودند كه از براى كليهء فقرات دولتى حكومت مصر ، اين مجلس منعقد بشود .
از اين عرايض به بعد ، اين بنده ارادهء حركت داشت و استحضار صادقانه به عمل نيامد . آنچه ديدم و شنيدم ، متواتر و مواجهتا ، همه را در اين عريضه معروض داشتم .
قبل [ از ] آمدن فدوى در دهم رمضان ، شايع شد كه « محمل مصرى » را در بيست و هشتم شوال « احمد محمد » به دست خود حركت دهد . از آن تاريخ به بعد ، اطلاع ندارم .
كيفيت خاتمهء مأموريت اين بنده
در سنه ماضيه « 2 » ، در شهر ربيع الاول ، از جانب « جنرال قونسولگرى دولت عليه ايران به مصر » ، اين فدوى را مأمور به ويسقونسولگرى به بندر مينا « 3 » و نبى مزار » « 4 » نمودند ، فدوى از محل مأموريت سابق خود حركت نموده ، عازم « سعيد » شدم .
چونكه « سعيد » به « دنكله » و « ابو حمد » نزديك است ، از جهت اخبار سودان ، كه اين به اقل به جنرال قونسولگرى اطلاع بدهم ، رفتم و از اخبار آن صفحات ، هرچه ديده و شنيده ، هفتهبههفته راپورت نموده ، به جنرال قونسولگرى مصر فرستاده ؛ و اين اشخاص كه در اينجا ذكر شده ، به رأى العين ديده شده و ديدهام و نقش كردهام از جهت اطلاع و
هامش
( 1 ) . گوردون روز 26 ژانويه 1885 م . كشته شد . روز 28 ژانويه ، كشتىهاى بخار نيروى امدادى با ورود به محل برخورد رودهاى نيل ، دريافتند كه خيلى دير رسيدهاند . ( تاريخ سودان بعد از اسلام ، 105 ) .
( 2 ) . سال گذشته .
( 3 ) . المينا( Al Mina )، شهرى است در غرب مصر و مركز استانى به همين نام در كنار رود نيل و كانال ابراهيميه . در سال 1996 م . 360 ، 201 نفر جمعيت داشته است .
( 4 ) . بنى مزار( Bani Mazar )شهرى است كوچك در شمال « المينا » و در كنار رود نيل در استان « المينا » ى مصر .