و امّا از بابت « قوردن پاشا » و « خرطوم » :
« شيخ محمد خليفه » ، « خرطوم » [ را ] محاصره گذاشته ، خود با 000 ، 45 نفر به جانب « بربر » آمدند . دو قصبهء كوچك كه در بين راه بود ، به تصرف درآوردند و كاغذى از براى « حسين پاشاى خليفه » كه حاكم « بربر » و سركردهء 800 سرباز مىباشد ، فرستادند كه « بربر » را تسليم نما .
« حسين پاشا » تلگرافا به « مصر » خبر داد . حكومت « مصر » مجلسى منعقد كرد و « جنرال قونسول انگريز » را معكف « 1 » به فرستادن عساكر به « بربر » نمودند .
« جنرال » تلگرافا به « لندن » خبر فرستاد .
روز ديگر خبر آمد كه دولت « انگريز » الآن عساكر نمىفرستد ، مگر بعد از 5 ماه ديگر .
حكومت « مصر » از فرستادن عساكر « انگريز » مأيوس گرديد . تلگرافا به « حسين پاشاى خليفه » خبر داد : اگر قوهء مدافعه نداريد ، « بربر » را تخليه ساخته ، بالطوع و الرغبه ، واگذار كنيد .
اين تلگراف كه به « حسين پاشا » رسيد ، از غرور خود راضى نشد ، جواب « شيخ محمد خليفه » را به سختى نوشت .
بعد از رسيدن جواب « حسين پاشا » ، « محمد خليفه » كاغذى از جهت علما و بزرگان « بربر » نوشت كه در فلان روز وارد « بربر » مىشوم ، شهر را تسليم نمائيد . اگر تسليم ننمائيد و قسمى بكنيد كه شهر تسليم نشود ، شما نزد خدا در سوى مسئول هستيد . »
علما و اكابر « بربر » ، از توهم « حسين پاشاى خليفه » تسليم نشدند .
روز ميعاد ، « محمد خليفه » روبه سنگرها و شهر « بربر » هجوم آوردند . « حسين پاشا » با 800 نفر ابواب جمعى خود در مقام مقاومت برآمدند .
آخر الامر ، « حسين پاشا » زخمدار و اسير و دستگير شد و 800 نفر سرباز ، بعضى اسير و ما بقى [ نيز ] كشته شدند .
امر داد به شهر هجوم آوردند .
هلهلهكنان داخل « بربر » شدند . بهقدر 4000 نفر از اهالى « بربر » كشته شدند . شهر « بربر » را به تصرف درآوردند . چند صباحى به قاعدهء خود ، نظم و تمشيت داده ، از
هامش
( 1 ) . معكف از عكف( akafa )مشتق شده ، به معناى روى آوردن ، خود را وقف چيزى پرداختن ، هموغم خود را معطوف كردن به امرى است .