محاصرهء « احمد محمد » باقى ماند .
از آنطرف ، « جنرال جراهم » و « جنرال حيوت » به « سواكن » مىرسند ، با 000 ، 16 نفر جمعيت ، « باكر پاشا » را ملاقات مىنمايند . حركات « 1 » جنگ سودانىها را از براى « جنرال » حكايت مىكند .
از آنطرف ديگر ، « عثمان دكنه » خود را در دامن كوهسار مىكشد . عساكر « انگريز » رو به جانب « تقّار » « 2 » روانه مىشوند . 2 فقره با « عثمان دكنه » محاربه مىكند [ و ] « عثمان دكنه » را شكست فاحشى مىدهد ، [ و ] « تقار » را عساكر « انگريز » از دست عساكر « عثمان دكنه » مىگيرند .
دو روز بعد ، از جانب « احمد محمد » ، جمعيت كثيرى عربدهجويان و زنها هلهلهكنان ، به اين قسم به « عثمان دكنه » مىرسند .
اين صورت زنهاى ايشان است كه هلهلهكنان ، [ در ] هنگام جنگ ، از عقب شوهران و برادران و فرزندان خود مىروند و همراه 2 اسلحه دارند و كوزهء آبى هم همراه دارند . اگر اسلحهء شوهرشان بشكند ، بدل مىدهند و اگر تشنه باشند ، آب مىدهند و عساكر هم به هلهلهء زنها در مقام شجاعت و محاريب برمىآيند . جهت استحضار خاطر عرض و منقوش شد .
قبايلى كه در سمت « سواكن » بودند ، [ چون ] مىبينند كه « عثمان دكنه » 2 فقره شكست مىخورد ، با عساكر « انگريز » متفق مىشوند . « عثمان دكنه » عساكر قديم و جديد را مىفرستد . در راه « سنكات » حفرهها چال مىكند از براى پيادهها و چاههاى بزرگ مىكند و روى آنها را مىپوشاند .
خبر به « انگريز » مىدهند كه جمعيت « عثمان » در بين راه « سنكات » مىباشند . عساكر « انگريز » از « تقار » حركت مىكند به صورت قلعه اول تا قلعه دوم نيم فرسنگ فاصله ، در عقب قلعه دوم عساكر بحرى و جميع شتر و قاطر و جبهخانه و ملزومات اردو را در ميان اين دو قلعه قرار مىدهد . به همين قسم مربع به جانب « سنكات » حركت مىكند .
در محل گودالها كه مىرسند ، يكمرتبه از اطراف قلعه مثل موروملخ پيدا مىشوند . عساكر « انگريز » مضطرب مىشوند ، حكم [ به ] شليك توپ مىكنند و عساكر « عثمان دكنه » به آواز نفير و تكبيرگويان ، با هلهلهزنان سابق الشكل ، هجوم به قلعه مىآورند .
هامش
( 1 ) . در اصل : هركات
( 2 ) . طوقار ( تقار ) يا طوكار كنونى .