تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
واقعهء تازه‌اى است . تا حال مردم همچو جرأتى نكرده بودند .

چهارشنبه ، ششم جمادى الاولى 1317 [ ه . ق . ]

جناب اجل « مظفر الملك » ، به واسطهء شورش اهل همدان و اتفاق « علماء » و « تجار » ، شبانه ، بىخبر سوار شده ، به « شورين » تشريف بردند . دو سه روز [ در ] آن‌جا مانده [ و ] از آن‌جا روانهء « تهران » شدند .

دوشنبه ، 25 جمادى الاولى 1317 [ ه . ق . ]

در اين چند روز ، « روزنامه » ننوشته‌ام . جناب اجل « مظفر الملك » ، بعد از چهار پنج روز توقف در « شورين » ، عزيمت [ به ] دار الخلافه نمودند و كسان‌شان هم ده دوازده روز بعد ، با باروبنه رفتند . حضرت و الا ، « شاهزاده ظفر السلطنه » ، « 1 » به حكمرانى « همدان » منصوب گرديده‌اند و چهار پنج روز قبل ، سركار « محمد ابراهيم خان » ، از جانب حكمران جديد ، به چاپارى وارد « همدان » شد و در « تلگراف‌خانه » منزل نمودند . اين نايب الحكومه را در « شيراز » ملاقات كرده بودم . آن‌وقت در « شيراز » ، فراشباشى حضرت و الا « عين الملك » بود . دو سه روز است ابر و باران است [ و ] هواى « همدان » را مثل فصل « بهار » تر و تازه كرده [ است ] . الحمد لله ، نان فراوان و گندم ، بالنسبه ارزان [ شده ] و مردم از وحشتى كه داشتند ، آرام شده‌اند ؛ ولى « اراذل » « 2 » و « اشرار » ، بعد از معزولى جناب « مظفر الملك » ، سربرداشته [ و ] مشغول « دزدى » و « شرارت » شده‌اند . چند شب قبل ، يك نفر دالان‌دار بازار قيصريّه ، ميرزا عبد الوهاب را مقتول و خفه نموده ، مبلغى هم نقد از حجرهء تجار بردند و هنوز سراغى از آن اشرار نشده است . ان شاء الله مرتكبين قتل آن بيچارهء مظلوم را خداوند به كيفرشان خواهد رساند و به مكافات عمل خودشان خواهند رسيد .
هامش
( 1 ) . عزيز الله ميرزا ظفر السلطنه ، فرزند جلال الدين ميرزا ، پسر فتحعلى شاه قاجار ، در ابتدا رييس گاردخانه صدراعظم ( سپهسالار ) بود . در سال 1304 ه . ق . سرتيپ اول و حاكم خلخال شد . در 1317 ه . ق . حاكم همدان و در 1325 ه . ق . وزير جنگ و پس از آن حاكم تهران گرديد . ( شرح حال رجال ايران ، 2 / 335 - 336 ) . ( 2 ) . در اصل : ارازل