سردار » تشريف داشتند . جناب « شيخ شيپور » هم آمد . در مهتاب شب [ و ] روى تخت ، در حصار نشسته [ و ] صحبت مىكردند .
« شيخ شيپور » ، تفصيلى از دو نفر سيّد مشدى « تهران » و صلح و آشتى دادن آنها در خانهء خود بيان كرد ، و وضع چوب 8 پلّه خودش ، كه در هر پلّه ، يك آلتى مثل « چاقو » و « قيچى » و « قلم مداد » در آن گنجانيده ، و به مناسبت هر آلتى « شعر » و « تصنيفى » خواند ؛ و خيلى « بامزه » بود ؛ و بندگردان تصنيف ، اين را مىخوند :
« رنگ دگر ، طرح دگر » ؛ به آهنگ خوش و خوب خواند .
جمعه ، 11 ربيع الاول 1314 [ ه . ق . ]
از منزل « شاهزاده حاجى سهام الملك » [ و ] در خدمت حضرت « ساعد السلطنه سردار » به عزم « همدان » حركت شد . شاهزاده و الا هم براى مشايعت تشريف آورده ، در عرض راه به منزل جناب « مستشار الملك » ، كه تازه از وزارت « شيراز » برگشته ، و 2 روز است [ كه ] « وزير تهران » شده ، رفته ، ملاقات و ديدن نمودند .
از آنجا به « حضرت عبد العظيم » آمديم . در « بىبى زبيده » هم ، خدمت جناب زبدة السالكين « آقا ميرزا عبد الكريم درويش خراسانى » رسيديم . « آقا ميرزا عبد الكريم » ، سيّد خوشسيما و آدم وارسته [ اى ] ديده شد .
توقف [ در ] دار الخلافه « تهران » ، در اين سفر ، 6 ماه [ و ] 14 روز طول كشيد .
در اين مدت ، تغييرات خيلى عمده و غير منتظره ، از قبيل « شهادت شاه شهيد ناصر الدين شاه » و « به تخت سلطنت نشستن اعلى حضرت همايون مظفر الدين شاه » و « به همخوردن اوضاع سلطنت 50 سالهء شاه شهيد » اتفاق افتاد . و اين اتفاق ، از غرايب وقايع دنيا و محل « حيرت » و دليل منتهاى بىاعتبارى زندگانى انسانى است .
فاعتبروا يا اولى الابصار .
حضرت « ساعد السلطنه » هم كه « امير تومان » بودند ، به منصب نبيل « 1 » « سردارى » نايل شدند ؛ و به مباركى و ميمنت ، الآن به رياست قشون « عربستان » و « لرستان » و « بروجرد » تشريف مىبرند .
من هم عزم « همدان » دارم . نورچشمى « نادعلى خان » اخوى هم در « تهران » مىماند .
خداوند ، عواقب امور را به خير مبدل فرمايد . آمين .
هامش
1320 ه . ق . متولىباشى آستان قدس رضوى بود . در 1322 ه . ق . درگذشت . ( المآثر و الآثار ، 314 ؛ شرح حال رجال ايران ، 4 / 177 - 178 ) .
( 1 ) . نبيل( nabil )، بزرگ ، كبير .