اينجا ، ده آبادى است و بيشتر از محصولش سردرخت « خشكبار » است ، از قبيل « گردو » و « بادام » و غيره .
از صنعت جاجيم خوب مىبافند . اين ده ، مال « احمد خان سيف الممالك » « 1 » است ، كه حالا با فوج « خليج ساوه » مأمور [ در ] « شيراز » است .
« گرگآباد » 500 خانوار سكنه دارد . هوا هم اينجا خيلى سرد است . « بنه » و « مفرش » هم گذشته ، به « قيطانيّه » « 2 » رفته است . همه بىرختخواب ماندهايم .
آقاى « حسن على خان » [ كه ] در اينجا « حمام » رفته بود ، آمد . خيلى از خوبى و گرمى حمام تعريف كرد [ و ] گفت : حمام پاكيزه و بزرگ و آب جارى دارد .
كاغذها [ ي ] ى چند به « همدان » ، به « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى و « ميرزا صادق خان سرهنگ » و « مخدره منظوره » نوشته ، به « پستخانه » دادم [ و ] سفارشى كردند .
صاحبخانه ، قدرى « مغز بادام » و « مغز گردو » و « كشمش » و « برگهء هلو » ، « سيب » و « گلابى » تعارف آورد . « سيب » و « گلابى » را خوب نگاه داشته بودند .
جناب اجل « امير » - مد ظلّه - به حمام تشريف بردهاند . باد خيلى تند و سردى مىوزد .
چهارشنبه ، 20 شعبان [ 1313 ه . ق . ]
3 ساعت از روز رفته ، از « كرگآباد » سوار شده ، به « قيطانيّه » آمديم . در بين راه ، كه جادّه خيلى هموار و صاف بود ، اسب جناب « امير » [ به ] طور غريبى سكندرى « 3 » خورد ، كه اسب با « امير » دو معلّق خورد . الحمد للّه بهخير گذشت .
بعد ، نزديك قبرستان ، آقاى « حسن على خان » را ، اسبش سر ده از روى زين راند و به زمينش انداخت و كلاهش افتاد . اين هم ، الحمد للّه بهخير گذشت و آسيبى نرسيد .
از « كرگآباد » به « قيطانيّه » 3 فرسخ مسافت است .
تقريبا 20 سال قبل ، من در ملازمت مرحوم مغفور « حاجى ايلخانى الله قلى ميرزا » « 4 » [ و ]
هامش
( 1 ) . احمد خان سيف الممالك ، سرتيپ فوج خلج ساوه ، از رجال عهد ناصرى . ( زندگانى من ، عبد الله مستوفى ، 1 / 503 ؛ القاب رجال دوره قاجاريه ، 85 ) .
( 2 ) . قيطانيه( Qeytaniyeh )مركز دهستان شاهسون كندى بخش مركزى شهرستان ساوه ، كه سر راه ساوه به غرقآباد و همدان و 5 / 30 كيلومترى ساوه واقع شده است .
( 3 ) . بهسر درآمدن يا لغزيدن اسب ، پيش پا خوردن .
( 4 ) . فريد الملك در سال 1292 ه . ق . در دستگاه الله قلى ميرزا ايلخانى ، حاكم همدان ، با سمت منشىباشى