[ در ] آنجا منزل داشتيم .
ديدن اينجا ، بىاندازه گذشته را يادآورى مىكرد .
اگرچه الحمد للّه « 1 » همه سلامتيم و امسال هم خوش است ، ولى باز دريغ از پارسال را بايد گفت ، چون سال گذشته جمعيتمان جمعتر بود . تقى و محسن خان بودند ، خيلى خوشتر مىگذشت .
اتفاقا روى ميزى كه پارسال اغلب با يكديگر نشسته [ و ] چاى مىخورديم ، واقع شدم . چاى آوردند . بعد از صرف ، بيرون آمديم . گلفروشى توى جلو خان هتل است كه پارسال هرروز از او گل مىخريدم .
محض تجديد عهد رفتم از او گل بخرم . همينكه مرا ديد ، فورا شناخت . تعارف كرده ، گل جلو آورد ، خريدم . خودش با سنجاق به سينهام زد .
بيرون آمده ، رفتيم به گار . ترن گرفته ، روانه شديم . ساعت 7 رسيديم [ به ] هتل .
روز سهشنبه ، 18 فوريه 1913 م . ؛ [ 11 ربيع الاول 1329 ه . ق . ]
امروز آفتاب روشن خوبى است . خيلى خوشحال شدم . سهل است از روشنايى زيادش ، چون مدتى است [ كه ] چشمها به هواى ابر و تاريك عادت كرده ، زحمت داشتم . رفتم توى باغى كه جلو هتل و متعلق به او است ، گردش كنم .
باوجود آفتاب ، باد سردى مىوزيد . قدرى راه رفته ، برگشتم [ به ] هتل .
باغ قشنگ مختصرى است . جلو عمارت است ، اما يك كوچه فاصله دارد .
محض سهل بودن ، طاقى روى كوچه زده ، باغ را به هتل وصل كردهاند . از روى مهتابى هتل پله مىخورد ، پايين مىرود توى باغ . هركس هم بخواهد از در هتل بيرون آمده ، در باغ روبرو است ، مىرود .
بعد از ظهر رفتيم روى كه ، گردش [ كنيم ] .
باغ بزرگى عمومى در يكطرف او هست . باغچهبندى و گلكارى و چمن خيلى خوبى دارد . گلهاى سينوره بسيار خوب درشت در توى باغچهها ، خرمن خرمن كاشته بودند . گلهاى رنگ به رنگ داده ، واقعا خيلى در اين فصل خوب بودند .
چند حوضهاى كوچك قشنگ در اطراف بود ، كه از مجسمههاى آنها آب مىريخت . در يكطرف غار مصنوعى ساخته [ اند ] . درياچهء كوچكى جلو او ، مرغ آبىهاى جور به جور در توى او بودند .
هامش
( 1 ) . در اصل : الحمد و لله