حضرت مستطاب اقدس و الا - روحنا فداه - و جناب مستكان آقاى صديق الدوله چه حكم در حق سركار خواهند فرمود ؟
در اخلاص كيشى ، واجب بود ، عرض شد .
مختصر مأموريتى هم برعهدهء خود سركار عالى دارم . ان شاء اللّه در زمان حضور رقم مبارك قضاشيم را زيارت و اطاعت خواهيد فرمود . زياده عرضى نيست . »
پاكتى هم به فضل على خان سرتيپ نوشتم ، به اين مضمون :
« فدايت شوم . پالتون تنپوش ميارك حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - براى نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا - دام اقباله العالى - مىآيد . پس فردا ، كه پنجشنبه است ، وارد مراغه مىشود .
چون نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا ، در مراغه محل حكومتشان نيست ، اگر در تشريفات اهل شهر و اهل نظام كوتاهى بشود ، بحثى بر نواب معظم اليه وارد نخواهد بود ؛ وانگهى خود سركار هم كه از چاكران دربارى هستيد ، اين ملاحظات را بيشتر بايد بفرماييد .
پاكتى هم خدمت مقرب الخاقان ، ميرزا ابو القاسم خان ، عرض كردهام . بگيريد ، بخوانيد . زياده عرضى نيست . »
اين سه كاغذ را فورى به آدم مخصوص داده ، به مراغه فرستادم و خودم هم محض تأكيد حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - كه عصر به توسط تلگراف فرموده بودند ؛ چهار ساعت از شب گذشته ، از گوگان حركت كردم .
چون شب تار بود ، راه را گم كرده ، تا صبح ، بىخود در بيابان دور گشتم .
چهارشنبه ، 2 صفر [ 1300 ه . ق . ]
[ عجب شير ]
نيم ساعت به غروب مانده ، وارد عجبشير « 1 » شدم . ساعتى گذشت ، كه چند نفر از سوارهاى چهاردولى آمدند ، كه نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا جلو خلعت فرستاده بودند .
در جزو از اين سوارها پرسيدم كه :
« سركار شاهزاده اكبر ميرزا در اين سفر چيزى تاختوتاز كرده است ؟ »
هامش
( 1 ) . عجبشير( Ajabshir )مركز شهرستان نوبنيادى به همين نام در استان آذربايجان شرقى در سال 1385 ه . ش . 6776 خانوار و 847 ، 26 نفر جمعيت داشته است .