تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥

راپورت سفر

راپورت سفر غلام خانه‌زاد ، محمد على ، نايب اول پيشخدمت‌باشى سركارى . . . دوشنبه ، بيست و نهم شهر محرم الحرام 1300 [ ه . ق . ] .

دوشنبه ، 29 [ محرم الحرام 1300 ه . ق . ]

[ دهخوارقان ]

از تبريز حركت كردم . تا از خاك حكومت مقرب الخاقان حاجى رضا قلى خان گذشتم ، از عموم رعيّت كاوش نموده ، به جز « تعريف » و « رضامندى » چيزى نفهميدم . به خاك دهخوارقان « 1 » كه رسيدم ، از جمعيت رعيّت و وضع حكومت امير الامراء العظام حاجى حسام الدوله پرسيدم ، زياده از حد « تعريف » و « رضامندى » شنيدم ، چنان سطوتى « 2 » در خاك دهخوارقان به خرج مردم داده ، كه بسيار راه منظم است . خيلى اسباب بيم و اميد رعيّت شده [ است ] .
هامش
( 1 ) . دهخوارقان امروزه به شهر آذر شهر( Azar shahr )تغيير نام يافته و در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 9864 خانوار و 801 ، 36 نفر جمعيت داشته است . « آبادى خود ده خارقان در بلندى دره ماهورى واقع است . جاى آباد بسيار باصفايى است . جمعيت زيادى دارد . مسجدى در اين آبادى هست كه سقف او را از چوب پوشيده‌اند . خيلى وسيع و پاكيزه است . دهات‌آباد و مزارع كوچك در اين ولايت هست . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 338 ) ( 2 ) . سطوت( Satvat )، ابهت ، وقار .