فرمودند :
« گردش كردن در سرحد او لازمش كلات « 1 » است . حال كه ناخوشى رفع شد ، به اتفاق به كلات مىرويم . »
بعد ، بهطور مختصر حركت كرديم رو به كلات .
حاجى على نقى خان فوج « 2 » « قرائى » ، محمد صادق خان سرتيپ قزاق ، با 100 نفر از سوارهاى « قزاق » همراه بودند . حركت به منزل اسماعيل خان هزاره [ اى ] . جناب نصرت الملك ، با جمعى از اركان خراسان همراه بودند . اركان خراسان ، در بين راه مراجعت كردند .
شب ، در منزل اسماعيل خان هزاره [ اى ] ، جناب صاحبديوان ، ايالت « 3 » خراسان را به نصرت الملك پرداخت .
روزىكه به منزل اسماعيل خان مىرفتيم ، از سوارهاى اسماعيل خان 264 نفر حاضر بودند ، سان ديدند .
چه سوارهاى شايسته [ و ] تفنگهاى خوب [ و ] اسبهاى خوب [ ى ] .
الحق ، خود اسماعيل خان ، شايستگى دارد . خيلى بر شكوه سوار افزوده است .
شب ، در منزل سورسات « 4 » حاضر كرد از براى اردوى جناب صاحبديوان ، اما قبول نفرمودند . توسط « 5 » زيادى كردم تا قبول نمودند . 100 تومان با يك طاقه شال ، كه 50 تومان ارزش داشت ، پيشكش آورده بودند ، با 15 كلّهقند .
بعد ، يك « لباده ترمه كشميرى » خلعت دادند . سردارى كشميرى هم به پسر اسماعيل خان هزاره [ اى ] كه سرهنگ سوار باشد ، دادند .
از آنجا فردا صبح حركت كرديم . رفتيم به خوش هواى معتمد السلطنه باغى داشت . ميان باغ ، چادر كشيده بودند .
طرف عصرى ، موزيكانچىهاى قرايى ، موزيكان مىزدند . بسيار خوب مىزدند . صاحبديوان ، حالت خوشى داشت . بىحساب زيادى گفت . من او را كتك زدم .
هامش
( 1 ) . كلات( kalat )مركز شهرستانى است نوبنياد در شمال استان خراسان رضوى ، كه 1670 خانوار و 7178 نفر جمعيت دارد .
( 2 ) . در اصل : فوح
( 3 ) . در اصل : عيالت
( 4 ) . سورسات يا سيورسات( soyursat )، بهمعناى زاد و توشه .
( 5 ) . وساطت ، ميانجىگرى .