ز ماه پنج و دو شش رفته بود در تبريز * كه اين معامله از چرخ دون پديد آمد
نوشت كلك رضايى به سال تاريخش : * چه سخت زلزله با هول چون پديد آمد « 1 »
1315 ه . ش .
14 . در جريان جنگ جهانى دوم ، ارتش متفقين ( روس و انگليس ) در 3 شهريور ماه 1320 ه . ش . / 1360 ه . ق . به بمباران شهرهاى ايران مبادرت كردند :
جارچى مهرگانى زد صلا چون بامداد * بر فساد و فتنه و آشوب از راه عناد
تندبادى شد هويدا از شمال و از جنوب * كز نهيبش لرزه بر كاخ گلستانى فتاد
از درختان سر بريد و نخلها را پى فكند * نونهالان چمن را آه بر شد از نهاد
وه چه بادى تند كآتش ريخت بر دشت و دمن * اينچنين آشوب را در اين فصل كس را نى به ياد
وه چه بادى سخت ، كز وى نوگلان افسرده شد * بلبلان سر زير پَر كردند از بيم فساد
اى دريغا ، باغبان سرگرم شد در سور خويش * بىخبر باغ و چمن را لاجرم بر باد داد
كشتى تقدير بردش سوى توفان بلا * در ميان آب و خاكش باغبان را جاى داد
قصه كوته ساز تبيان ، سال تاريخش بجوى * از حروف قاف و يا و سين و شين و صاد و ضاد
15 . در اعدام ثقة الاسلام تبريزى ، در روز 10 محرم 1330 ه . ق . به دست قواى سفاك و خونريز روسيه در تبريز سرود :
ان الفؤاد لهذا الرز ملهوب * و الدمع فى ذلك المفجوع مسكوب
هامش
( 1 ) . مواد التاريخ ، 464 .