تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مهدى قلى خان و احمد خان ياوران فوج فريدن ، شهباز خان زند غلام پيشخدمت پادشاهى ، ميرزا رضاى پيشكار و منشى باشى ابراهيم بيك ياور فوج گلپايگان و عباسقلى خان غلام پيشخدمت پادشاهى . و اهل صنعت آقا عبد الحسين اصفهانى است كه بسيار قابل و در ساختن گلكارىها ، از فرنگ بهتر و خوب‌تر مىكارند « 1 » . و ارباب كمال ميرزا رحيم خان خراسانى است كه در فن قصيده‌سرايى اشعر از شعراى قديم ، تخلّص به عنقا ، جهان فصاحت را قاف و تعداد محاسنش افزون از الوف و آلاف ، الحق شاعرى است بلند پايه و دانشورى است گرانمايه ( 80 ) . و قصيده [ اى ] در مدح سركار اعليحضرت قدر قدرت قضا شوكت شاهنشاه جمجاه عرض نموده ، خانزاد در روزنامچه عرض نمود ، به‌نظر مبارك همايونى برسد :

قصيدهء عنقا :

گشودى زلف عنبرسان جهان عنبرفشان كردى * نمودى چهرهء تابان زمان را خلدسان كردى
فكندى طرّهء مشكين و بر رخ سايه‌بان كردى * بسّا عشاق مسكين را نژند و ناتوان كردى
پريشان چون به عارض طرّهء عنبرفشان كردى * ز سر تا پا پريشان حال جمع عاشقان كردى
بسى دلهاى مشتقان ز طراران زلفينت * زدى بردى و در چاه زنخدانش نهان كردى
[ 36 پ ]
همى مهر و قمر را بر به شاخ نارون بستى * همى درج گهر پنهان ميان ناردان كردى
همى ماران بدخو را به مينو مستقر دادى * همى زاغان بدرو را به طوبا آشيان كردى
هامش
( 1 ) . در اصل : مىگيرند .