محمد زمان خان است لكن ميرزا سلطان على خان و ميرزا كلبعلى خان برادرش و ميرزا سلطان محمد خان مثل آن دو نفر شهر دزفول در ايام فترت و پيش از آن ماليات را لوطىخور نمودند ، مبالغ كلى خوردهاند . حالا هر چند در ظاهر خدمت مىكنند ، در باطن باز بناى فساد را دارند .
شهر شوشتر قديم است [ 35 ر ] بختيارى نزديك و اعراب هم دارد . از قرار تقرير احوالات شوشتر اختصارا عرض شد .
[ اردوى سهام الدوله ]
حال اوضاع نظام اردو و خدمتگزارى سهام الدوله در راه دولت روزافزون قاهره به خاكپاى مبارك عرض مىشود :
اول عرض جاى اردو ، يك ميدان اسب از كنار رودخانه دور ، كه جاى صاف و بلند خوب است ، محمد على ميرزاى مرحوم ، كوشكى ساخته است . در اطراف كوشك با نظام و شكوه [ اردو ] زده است و شكل كوشك هم به خاكپاى مبارك كشيده شد ( 78 ) .
اطراف كوشك سراپرده سهام الدوله را كشيده بودند . چادر دارايى خيلى خوب در ميان سراپرده زده ، لكن منزل خلوت و استراحت در بالاخانههاى « 1 » كوشك بود . بالاخانه مرتبه اول مال خود سهام الدوله ، و مرتبه دويم مال نريمان خان بود .
هر روز دو ساعت از روز گذشته ، پايين آمده ، در چادر مىنشست .
اهالى شهر و اعيان و عمّال و خوانين بختيارى و لرستان و مشايخ عرب آمده ، هر كس در جاى خود به احترام تمام قرار مىگرفت . سادات عظام مىآمدند . همهء صحبت در مجلس عام دعاگويى وجود مبارك شاهنشاهى بود . وقت ظهر مجلس عام بر هم مىشكست . سهام الدوله بالا آمده ، نهار مىخورد و تا دو سه ساعت استراحت مىكرد . تا سه ساعت به غروب مانده ، از متشخصين و خدمتگزاران [ 35 پ ] هر كسى مىآمد ، ديگر قدغن نبود ، رفته مشغول انتظام خوزستان « 2 » و بختيارى و فيلى بودند تا يك ساعت از شب گذشته ، نظم امورات را مىداد ، بعد مردم مىرفتند .
و تركيب زدن اردو به تفصيل عرض است :
هامش
( 1 ) . در اصل : بالاخانهاى .
( 2 ) . در اصل : عربستان .