فوج لرستانى طرف شهر ، فوج فريدن طرف صحرا كه طرف شمال مغرب باشد .
سوار شاهيسون و چگنى طرف شمالى ، توپخانه طرف جنوب مغربى با سرباز گلپايگانى .
در اطراف كوشك چادرهاى مستوفى و منشى و ايشيك آقاسى باشى ( 79 ) و فراش باشى و امير آخور و غلام و ساير عملجات « 1 » ، از بزرگ و كوچك ، چادرهاى همه [ را ] موافق منصب خود ، با جلال و شكوه ، زدهاند « 2 » . چهار بيدق ، كه يكى مال فوج لرستانى و يكى مال فوج فريدن و يكى بيدق مال سوارهء شاهيسون و يكى بيدق سواره چگنى باشد ، در پيش چادر ياور و سركرده با احترام زده ، اردو بازار در طرف شهر اردو قرار گرفته ، چادر ياور در پشت سر توبهاى آتشبار مقرر شده .
هر شب قراول اطراف اردو را قرار شده ، سه ساعت از شب گذشته ، سهام الدوله اسم شب داده ، شيپور مىكشند - كه صداى شيبور تمام شهر را احاطه مىكند - بعد از شيپور ديگر پرنده حد آن ندارد بى « 3 » اسم شب بگذرد . و هر شب نريمان خان پسرش يكدفعه بعد از شيپور و يكدفعه وقت صبح خيلى زود اطراف اردو را مىگردد و نظام را خوب محكم مىكند .
و هر روز قراول كه به سراپرده مىآيد ، با نظام و شكوه مشق مىكنند و فوج لرستانى كه تازه آمده و تازه گرفته شده ، هر روز مشاق تعيين شده ، در اطراف اردو دستهبهدسته مشق مىنمايند . و طبال و نىزن فوج فريدن هم هر صبح در يكطرف مشق مىكنند ، لكن فوج لرستان تفنگ و نيزه و فانسقه چندان ندارند ، [ 36 ر ] عرض سهام الدوله اين بود كه اسباب از تفنگ و نيزه و فانسقه و طبل و نى و شيپور باشد ، به فوج معروض مرحمت شود .
در باب بزرگان و سركردگان « 4 » و شاخصين و اهل صنعت و ارباب كمال كه در اردوى سهام الدوله بودند :
سركردگان اول فرج الله خان ياور توبخانه مباركه ، سيف الله خان سركردهء سوار شاهيسون ، پسر سليم خان سركرده سواره چگنى ، ميرزا حسين خان ياور فوج لرستان ،
هامش
( 1 ) . در اصل : و غلام و ساير عملجات و غلام و ساير عملجات .
( 2 ) . در اصل : زدند .
( 3 ) . در اصل : پى .
( 4 ) . در اصل : سركرده .