ياور توبخانهء مباركه هم به همراهى خانزاد سوار شده و منزل شبى هم صالحآباد كه دو فرسخى شهر است ، آنجا بود . بعد از سوار شدن تا صالحآباد ايشان آمدند .
در صالحآباد چادر زده بودند . پياده شديم . نريمان خان و فرج الله خان هم پياده شده ، نيم ساعت مانده ، بعد خداحافظ نموده ، برگشتند . بعد از رفتن ايشان خانزاد نماز خواند .
تا شب شد ، شام حاضر نموده بودند . دو ساعت از شب گذشته ، چون كه اردو نزديك بود ، سهام الدوله هم شام فرستاده بود . شام را خورد . شب گذشت .
عرض راه مراجعت از خوزستان « 1 »
[ عبور از بلارود و درهء تكّاو ] :
صبح زود بيدار شده ، بعد از نماز و چاى سوار شد . دو فرسخ راه آمده ، از بيابان هموارى به كوه رسيديم . نيم فرسخ هم آمده ، به رودخانه بلارود رسيده كه رودخانه [ اى ] كوچك است ، لكن زياد سرازير است . وقت آمدن باران و سيل ممكن نيست گذشت .
از قرارى كه مىگفتند ، سالى كه خاقان مبرور « 2 » ( 76 ) به صفحات خوزستان « 3 » تشريف آورده بودند ، وقت برگشتن تا به رودخانه رسيده ، نصف قشون و مردم گذشته بود كه سيل آمده بود . ديگر اين نصف مانده ، شب را نصف اردو در آنطرف رودخانه و نصف ديگر اينطرف مانده بودند و در وقت آمدن سيل هم ضياء السلطنه را آب برده بود .
غواصان و شناوران شهر دزفول كه همراه اردو بودند ، به ميان آب رفته ، ضياء السلطنه را درآورده بودند .
بارى از رودخانه گذشته ، نهار را آنجا صرف نموده ، باز سوار شدند تا آمده به قلعهء حسينيّه « 4 » ، كه در وقت آمدن شب آنجا آمديم .
آن را گذاشت ، دو فرسخ از قلعه اينطرف يك درّه [ 40 پ ] بود ، اسمش تكّاو ( 77 ) .
جاى باصفا و آب خوب ، علف تازه ، نيستان داشت و دو ساعت به غروب مانده بود ، آنجا
هامش
( 1 ) . در اصل : عربستان .
( 3 ) . در اصل : عربستان .
( 2 ) . منظور : فتحعلى شاه .
( 4 ) . در اصل : حسنيه .