تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مىخنديديم . وقت شام در رستران هتل شام صرف كرده باز هم براى قدرى راه رفتن ، پياده با هاشم خان از هتل بيرون آمديم . رفتيم دكان ساعت‌سازى . چند قاب ساعت زنانه براى تهران خريده مراجعت كرديم . در بروكسل - روز دوشنبه سلخ : صبح نواب موثق الدوله آمد . چاى منزل فقير صرف كرده ، رئيس مغازهء تك كه پنج سال در تهران بود و تقريبا يك سال است به بروكسل آمده ، آمد مرا بعد از ظهر به دكان خودش دعوت كرد كه چيزى بخرم . ناهار در رستران هتل صرف كرده بعد از ناهار با دكتر خليل خان درشكه نشسته ، رفتيم به دكان تك . يك جعبه كارد چنگال تمام دوازده نفرى براى خودم و يكدست اسباب چاىخورى به سوقات براى جناب قوام الدوله خريدم . از آنجا باهم رفتيم به سفارت ايران به حضور . چهار ساعت بعد از ظهر در ركاب رفتيم به ضرابخانه كه پول نيكل براى ايران سكه مىكردند . آدمهاى رسمى و صاحب منصبان ماليه و ضرابخانه زياد بودند ولى تماشاى خود ضرابخانه و اسباب كارشان چندان فوق‌العاده نبود . بلكه تماشاى ضرابخانهء ايران زيادتر است . به يادگار ورود موكب شاهى ، مدال صورت اعليحضرت شاه را سكه كرده به همه يادگار دادند . از آنجا سوار شده به تفرج باغهاى بيرون شهر رفتيم . جناب امير بهادر جنگ و فقير چون نماز نخوانده بوديم ، از وسط راه از كالسكهء سلطنتى پياده درشكه كرايه كرده آمديم به منزل . وقت شام به عادت هر شبه شام خورده ، به منزلها رفتيم . من به‌قدر يك سيگار كشيدن رفتم به اتاق دكتر خليل خان كه همسايه ديوار به ديوار فقير است رفته بعد رفتم به اتاق خودم . با كنت و آدلف مشغول بار بستن شديم كه فردا انشاءاللّه از اين شهر خارج خواهيم شد و خوابيديم . روز سه‌شنبه غرهء جمادى الاول ( 1318 ) يك ساعت به ظهر مانده در هتل ناهار خورده با نواب موثق الدوله و جناب ناصر السلطنه درشكه نشسته رفتيم به گار راه‌آهن . مشغول تماشاى مردم و سرباز و موزيك كه براى تشريفات حاضر مىكردند ، شديم . تا نيم‌ساعت از ظهر گذشته كه موكب شاهى و سايرين آمده همه در منزلها در كالسكه قرار گرفته به راه افتاديم و شهر بروكسل را كه تقريبا از جهت بناها و بعضى عادات و دكانها و ساير چيزها مقلد پاريس و فرانسه است و در حقيقت پاريس كوچكى است ، وداع كرديم . اتاقى كه فقير نشسته بودم ، نواب