مىكنند و در و پنجره را شكسته به قنسول حمله مىنمايند و كار او را يكسره مىسازند .
در بيمارستان دكتر ويلهم و دكتر سفارت امريكا و چند نفر طبيب ديگر حاضر مىشوند و با دكتر عليم الدوله طبيب شهربانى كمك مىكنند و مشغول پانسمان و مداوا مىشوند . تا آنكه قنسول به هوش آمده و چند كلمه با خانم خود كه از طرف شهربانى احضار شده بود تكلم مىكند .
ولى بالاخره در ساعت 5 عصر فوت مىنمايد .
در اين هنگامه يكى دو نفر پاسبان مجروح مىشوند كه تحت معالجه قرار مىگيرند .
پس از قتل ماژور ايمبرى فورا حكومت شهر تهران را نظامى كردند .
در كتاب « جنگ پنهان براى نفت »
Secret War For Oil
تاليف هانىگن
F . C . Hanighen
كه در سال 1934 در نيويورك به چاپ رسيد . . . چنين نوشته است :
« مهندسين سينكلر به حفر چاه نفت در شمال ايران بدليل وقايع حيرتانگيزى كه پيش آمد شروع نكردند .
. . . خبرى در روزنامه نيويورك هرالد تربيون پاريس منتشر شد و از قول هارولد اسپنسر « 1 » كه سالها عامل مخفى انگليس در خاورميانه بوده است بدين مضمون نقل شد : كه ماژور ايمبرى در حقيقت از طرف گروهى به قتل رسيده است كه آن گروه بدست سرمايهداران انگليس و امريكا بوجود آمده بود .
سرمايهداران مزبور تصور كرده بودند كه نفوذ ماژور ايمبرى ممكن است اختيار معادن نفت ايران را از كمپانى « شل » ( انگليس ) بيك سنديكاى امريكايى كه قسمت عمدهء آن در دست « سينكر » مىباشد منتقل نمايد .
اين مسأله ظاهر بود كه قتل ماژور ايمبرى تنها درنتيجه تعصب مذهبى نبوده است . چرا شهربانى ايران كه كاملا مسلح و در محل واقعه حاضر بود ، ماژور ايمبرى را حفظ نكرد .
. . . و نيز كشف شد كه سيمور مصاحب ايمبرى كارشناس حفر نفت جنوب ( منظور كارمند كمپانى نفت جنوب بوده است ) كه در يك نزاعى بين كارگران مداخله كرده بود . پس از آنكه دادگاه قنسولى امريكا سيمور را به توقيف محكوم كرده بود ، او را به قيد التزام آزاد كرده بودند .
تا اين اندازه بوى نفت از واقعه قتل ماژور ايمبرى به مشام مىرسد » پس از قتل ماژور ايمبرى و پروتست سفير تركيه ( شيخ السفراء ) دولت مجبور بود در پيدا نمودن محركين قتل ظاهرا هم شده تحقيقاتى نموده مسببين آن را مجازات نمايد . عدهاى گرفتار شدند . حكومت نظامى و
هامش
( 1 ) -Harold Spencer