تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
از ميان دو قسمت پلكانهاى فرعى مىگذشت راهرو سراسرى شمالى جنوبى را به يكديگر مربوط مىنمود ايوان كم ارتفاعى با هفت دهانه طاق نيز سراسر ضلع جنوبى ساختمان را فرا مىگيرد . اشكوب دوم در مرحله نخستين شامل تالار بزرگ بر فراز تالار آينه‌كارى و راهرو سراسرى مركزى همانند راهرو زيرزمين با پلكانهاى انتهاى شمالى آن و اتاقها و سرسرا و پلكانهاى فرعى در جانب شرقى بنا بود و ايران پهن با ستونهاى بلند سراسرى در جبهه جنوبى ترتيب داده بود كه به همان صورت باقى است . . . . از نظر اصول معمارى و شيوه ساختمان بايد يادآور شد كه بناى اصلى تركيبى از عوامل معمارى ايرانى توام با اقتباس و بهره‌مندى از برخى عوامل متداول هنگام احداث بنا ( حدود هفتاد سال پيش « 1 » ) در روسيه است . توضيح آنكه تالار چهار صفه چهار ستونى آينه‌كارى در اشكوب اول و همچنين راهروهاى مختلف و پوششهاى ضربى تالار و راهروها و كاشيكارى راهروى مركزى و بعضى از آستانه‌ها در همان اشكوب ازجمله عوامل معمارى ايران از دورانهاى ساسانى و هخامنشى و حتى قديمتر از آنست كه در معمارى عهد قاجاريه نيز هنوز ادامه داشت . . . كاشىكاريهاى آستانه‌ها و ازاره‌هاى بنا و كف صحنه‌هاى تالار آينه و آينه‌كارى تمام بدنه‌ها و سقف تالار نامبرده عوامل تزئينى ايرانى است . . . حاشيه‌هاى گچبرى و تزئينات ديگر گچى در اطراف سقفها و حاشيه‌هاى مختلف ديگر و سربخاريها و بالا و پايين ستونهاى ايوان اصلى اشكوب بالايى و همچنين صراحيهاى جلو ايوان و بخارى بزرگ ديوارى سبك ويژه روسيه در حوضخانه وسط بناى جنوبى انجمن و بالاخره چگونگى تركيب درها و پنجره‌ها به استثناى پنجره‌هاى ارسى عوامل معمارى غربى است . در مورد سقفهاى زيرين تالار بزرگ اشكوب دوم و راهروهاى مجاور و اتاقها جنب آن كه از پوششهاى قاب‌بندى و نقاشى تركيب يافته است مىتوان گفت كه با در نظر گرفتن سقف زيرين ايوانهاى عالىقاپو و چهلستون اصفهان و قسمتهاى مختلف كاخ هشت‌بهشت اصفهان و . . . ترتيب تخته‌كارى و قاب‌بندى چوبى در سرزمين ايران از قديم الايام متداول بوده است و در دوره قاجاريه در موارد مختلف اين نوع پوشش را با استفاده از قطعات فلزى نازك نقاشى شده سبك اروپايى انجام داده بجاى تخته‌هاى چوبى لوحه‌هاى فلزى نازك منقوش را به كار برده‌اند و بدين قرار هنرى آميخته از عوامل ايرانى و
هامش
( 1 ) - اين گفتار را آقاى سيد محمد تقى مصطفوى در سال 1359 نوشته بودند .