اروپايى بوجود آمده است . « 1 »
بطور كلى در عهد مظفر الدين شاه تحول ساختمانى چشمگيرى در تهران روى نداد و تغييرات آن بسيار ناچيز بود مهمترين تحول كه در جامعه آن روز پديد آمد وقايع مشروطيت و همانگونه كه پيش از اين اشاره شد گشايش مدارس جديد بود .
مشروطيت از رويدادهائيست كه بايد شرح و گزارشهاى مختلف و گوناگون آن را در كتابهاى تاريخ خواند . فقط بايد اشاره كرد كه گشايش مدارس نوين ، رفتن دانشجويان به فرنگ ، قرضهاى بىفايده و سفرهاى بىفايدهتر مظفر الدين شاه و حيف و ميل خزانه دولت و تسلط روسها و اطاعت دولتيان از روسها و تشكيل قزاق به صورت قزاق روس و صاحبمنصب روسى و نابسامانى اوضاع ماليه و اعتراضات علما و دهها عامل آشكار و پنهان ، همه سبب جنبشى شد كه منجر به صدور فرمان مشروطيت شد .
« مىگويند كه مظفر الدين شاه سؤال كرد كه مقصود از مشروطيت چيست ؟ گفتند : عدل و علم و ترقى و آبادى مملكت ، گفت : يعنى طهران مثل لندن مىشود ؟ ، گفتند : بلى ، گفت : چه بهتر از اين ! » « 2 »
عبد الله مستوفى درباره آخرين روزهاى زندگى مظفر الدين شاه و امضاى متمم قانون اساسى توسط شاه مىنويسد :
« حال شاه خيلى بد است مشروطهخواهان هم با عجله مواد متمم قانون اساسى را نوشته از مجلس گذراندند و بوسيلهء مشير الدوله براى امضاء نزد شاه فرستادند ، شاه هم بعد از ترديد زياد بالاخره با رضايت وليعهد چند روزى قبل از مرگش آن را امضا كرد .
به استدعاى مشير الدوله با ضعف مزاج روزى به كالسكه نشسته ، در يكى دو خيابان گردش رفت . مردم نسبت به او اظهار قدردانى و خلوص زيادى نمودند ، شاه را با فريادهاى شعف و زنده و پاينده باد پذيرايى كردند . ولى اين آخرين نمايش زندگانى او بود و چند روز بعد در 25 ذيقعده 1324 قمرى دارفانى را بدرود گفت سجع مهر اين شاه شعر ذيل بود :
« دميد كوكب فتح و ظفر بعون الله * گرفت خاتم شاهى مظفر الدين شاه » « 3 »
و نيز سردر عمارت بهارستان كه بوجه مشروع محل دائمى مجلس شوراى ملى شده است به
هامش
( 1 ) - آثار تاريخى تهران . ص 451 - 460 نقل به اختصار
( 2 ) - طهران در گذشته و حال . ص 275
( 3 ) - شرح زندگانى من ج 2 ، ص 169