تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
امر داد يكى از خالصجات تهران را كه عايدى آبرومندى داشته و از املاك واگذارى حاجى ميرزا آغاسى به شخص او باشد ، براى بخشش به عزيز السلطان تعيين كند . امين السلطان كه در زمان پدرش به مناسبت عمل در خالصجات ، املاك ورامين را خوب مىشناخت باغ خاص را كه هزار تومان و هزار خروار جمع خالصگى داشت براى اين بخشش شاهانه تعيين كرد . شاه اين ده را كه شرعا ملك خودش بشمار مىآمد با پنج‌تومان و پنج خروار ماليات اربابى به عزيزكردهء خود بخشيد و يكى از دخترهاى خود را به عقد او درآورد . براى منزل اين عروس و داماد هم عمارت اندرونى بهارستان را تعيين كرد . بهارستان . . . عمارت و باغى بود كه ميرزا حسين خان سپهسالار براى مسكن خود ساخته بود . بعد از فوت او چون اولادى نداشت شاه اين عمارت را بدون هيچ تشريفاتى ضبط كرد . . . بارى عروسى عزيز السلطان در شب سردى اتفاقى افتاد . « 1 » باد شهريار در تهران به سختى مىوزيد و برفهايى را كه بعد از رفتن اين گوشه و آن گوشه مانده بود گرد مىآورد و بر سر و روى تماشاچيان نثار مىكرد . با وجود اين مردم بيكار تهران از دم در نرفتند و بعضى از زنها در گوشه‌هاى ميدان بهارستان كرسى گذاشتند و دست از اين تماشا برنداشتند و اكثر مبتلا به زكام و شايد ذات‌الريه شدند و جان را فداى اين تماشا كردند . در اين وقت آمارى در كار نبود كه نوسان بهداشتى را تعيين كند ولى يقينا شهداى راه اين هوا و هوس زياد بودهاند . « 2 » پس از كشته شدن ناصر الدين شاه در زمان مظفر الدين شاه ميانه عزيز السلطان با اختر الدوله دختر ناصر الدين شاه هم نگرفت و كار آنها با داشتن اولاد به متاركه و طلاق انجاميد و باد آورده را باد برد . « 3 »
هامش
( 1 ) - اين اتفاق در روز شانزدهم دى ماه 1273 خورشيدى روز چهارشنبه بوقوع پيوست ( 2 ) - شرح زندگانى من . ج 1 ، ص 498 - 499 نقل به اختصار ( 3 ) - همان ص 500
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 473 | حسين شهيدى مازندرانى