مىگيرد . در همين اثنا خانم انيس الدوله هم كه ظاهرا نظير شاه خواب ديده كه زير درخت چنار امامزادهاى مدفون است از خواب بيدار مىشود و به دنبال شاه سراسيمه خود را به پاى چنار مىرساند و تنه درخت را در بغل مىگيرد و به شاخهها و برگها بوسه مىزند .
بعد ازاين پيشامد شاه قسم ياد مىكند كه اگر كسى خون هم كرده باشد يعنى آدم كشته باشد و به اين درخت متوسل شود ، من از گناهش مىگذرم . فرداى آن شب چند رأس گوسفند پاى درخت قربانى كردند و منبعد هر يك از اهل اندرون نذرى داشت پاى اين درخت شمع روشن مىكرد . شبهاى جمعه هم چندنفر روزهخوان پاى چنار روضه مىخواندند . اسم امامزاده ( امامزاده عباسعلى ) بود چنار هم معروف به چنار عباسعلى شد . . » حسبالامر اعليحضرت آن چنار خشكيدهء بىمصرف را كه علامت و نشانى امامزادهء دروغى و ساختگى بود در ظرف يك ساعت انداختند . » « 1 »
خان ملك ساسانى درباره اين درخت مىنويسد :
« در اندرون شاه سر پوشيده شكم دريده بود كه تالار طنبى مىگفتند . شمال و جنوبش ارسيهاى متعدد داشت و در مشرق و مغرب بالاى طاقچههاى مقرنس و مذهبش روى گچ جنگلهاى ايرانى و روسى را نقاشى كرده بودند .
جلو تالار يك حوض بزرگ مربع مستطيل بود كه چندين فواره داشت . در طرف مشرق حوض درخت چنار كهن سالى بود كه مىگفتند شاه طهماسب صفوى هنگام بناى ارگ تهران كاشته است و معروف به چنار امام جعفر صادق سلام الله عليه بود . سايه اين چنار همه فضا را مىگرفت .
به شاخههاى آن چراغ موشى و قنديل بسيار آويزان كرده بودند و هر وقت كه كنيزان اندرون مستوجب عقوبتى مىشدند به چنار مزبور پناهنده مىگرديدند . « 2 »
هامش
( 1 ) - رضا شاه . خاطرات سليمان بهبودى ، شمس پهلوى ، على ايزدى . به اهتمام حسين ميرزا صالح . ص 271 - 273 . طرح نو .
چاپ اول 1372 .
( 2 ) - دست پنهان سياست انگليس در ايران . خان ملك ساسان . ص 27