مورب نگاه دارند آن بود كه : چون بايد زنبورك سر سوارى پر شود اگر اين اسلحه را مىخواستند راست بر شتر ببندند بايد براى پركردن آن پياده شده و چهار پايهاى همراه داشته باشند كه زير پاى خود بگذارند . و الا همين كه تير اول را در مىكردند اسلحه بيكاره مىشد گذشته از اين بايد شتر را تمرين بدهند كه سرش را بلند نكند و الا سر شتر هدف قرار مىگرفت . براى جلوگيرى از اين دو نقص مجبور بودند كه شتر را مورب وادارند تا تير زنبورك به جبهه دشمن پرتاب شود .
همچنين ممكن بوده است كه اين اسلحه را از روى شتر پايين بياورند و ميخ دنبال قنداق را به زمين بكوبند و به كار بيندازند . در تاريخ آمده است كه نادر شاه افشار در فتح هندوستان در جنگ كرنال از اين اسلحه استفاده شايانى كرده است .
ميدان تيررس اين اسلحه مثل كليه اسلحههاى سر پر قديم چندان دور نبوده و بعد از اختراع اسلحههاى خاندار ته پر دورزن طبعا بايد زنبورك و زنبوركخانه از بين برود . چنان كه زنبوركخانه جنبه جنگى خود را از دست داد اما از بين نرفت و جزو اثاثه تجملى دربار شد . در شليكهاى سلامهاى اعياد كه هر دقيقهاى دو سه توپ شليك مىكردند براى راه انداختن سر و صداى زيادتر هر پنج شش دقيقه يك بار بيست سى تا از اين زنبوركها هم يك دفعه شليك مىكردند . در مسافرتها هم سوار شدن شاه از اردو و شكستن پس خانه و ورود شاه به پيش خانه بوسيله يك تير زنبورك اعلام مىگرديد در تكيه دولتى در موارد نمايش تجمل سلطنت نيز عدهاى زنبوركچى با شتر و اسلحهء خود دور تكيه مىگشت . درهرحال اين خانه يكى از بيوتات سلطنتى بشمار مىآمد و زنبوركچىباشى از عليق و نواله شترها و كسر عدهء زنبوركچى دخل خود را مىبرد .
در دورهء محمد شاه كه هنوز زنبورك جنبه جنگى خود را از دست نداده بود مىخواستند جيره و مواجب زنبوركچىها را بپردازند با دقتى كه حاجى ميرزا آغاسى در امر اسلحه و قشون داشت لازم بود در موقع پرداخت حقوق افراد لشكرنويسى هم براى تفتيش حاضر باشد .
زنبوركچىها اكثر همدانى بودند از تهران زنبوركچىباشى با لشكرنويس براى پرداخت حقوق افراد به همدان رفتند . . . به زودى اين زنبوركچىباشى بدرود زندگى گفت و حاجى ميرزا آغاسى نيز پسر او را زنبوركچىباشى كرد . اين زنبوركچىباشى آخرين زنبوركچىباشى و تا كمى قبل از مشروطه با همين لقب مشغول خدمت بود . مشروطه آمد و زنبورك و زنبوركچىباشى را از بين برد . امروز جز اسم گود زنبوركخانه كه يكى از محلات تهران است از اين اسلحه گرم قديمى اثرى موجود نيست . البته هنوز هم بعضى از پيرزنهاى دهاتى در مورد پرخاش به جاى نفرين
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٢٧٦