چاهها و رشتههاى قنات نيز به مشكل مراصلات مىافزايند . شهر احتياج خود را به آب از شش قنات مختلف رفع مىكند كه همه از دامنهء رشتهء البرز سرچشمه مىگيرند و قنات شاه مهمترين آنهاست . از پاى كوه تا شهر اين قناتها پوشيده است . از خندق شهر اين قناتها به كمك « شترگلو » به داخل شهر جريان مىيابد و در اين جا ديگر آب در وسط خيابان جريان پيدا مىكند كه گاه روباز است و گاه نيم پوشيده . همين جوىها براى انتقال آب باران و فاضلابى كه از شستن شهر و آبپاشى حاصل مىشود نيز بهكار مىرود . درنتيجه جوىها به سهولت مىگيرد و براى پاك كردن مجدد آنها در بسيارى از جاهاى خيابان سوراخهايى كندهاند ، حيوانات باركش شهر كه به اين وضع عادت دارند با احتياط از كنار آنها مىگذرند ، اما حيواناتى كه از دهات مىآيند و بار سنگين دارند به خصوص شترها اغلب به چاله مىافتند و پايشان مىشكند .
مخصوصا هنگامى كه برف و باران اين سوراخها را نامريى مىكند عبور براى جانوران خطرناك مىشود . در اين هنگام بايد عنان اسب را سست كرد تا بتواند با دست و پا راه درست را پيدا كند و از خطر اجتناب ورزد . . .
اما براى روشنايى ؛ تا ساعت ده شب كوچهها با چراغهاى كوچك نفتى كه آنها را در فواصل تعبيه كردهاند به سختى روشن مىشود . اما نور آنها كافى نيست و رسم اين است كه ( پليس تأمينه هم آن را توصيه كرده ) شب هنگام مردم با خود فانوس بردارند . ساخت اين فانوسها به طرزى خاص است . قسمتهاى كف و بالاى آن از مس است ، بين اين دو قسمت لولهاى كاغذى است كه به روغن آغشته شده و آن را به دور سيم كشيدهاند . معمولا دو فانوس به دست نوكران پيشاپيش حمل مىشود . ميزبانان ميهمانان را با فتيلهاى كه بر ميلهاى بلند استوار و به نفت آلوده است و به آن مشعل مىگويند ، به خانه هدايت مىكنند . تازه در اين اواخر شاه دستور داده است كه كوچهاى را كه مقابل قصر است با لنترهايى به سبك اروپا ، ولى با شمع پيه ، روشن كنند . . .
طبقات متوسط شمع پيهى مىسوزانند اما اين شمعها مانند اروپا از فرو بردن فتيله در پيه به دست نمىآيد . بلكه فتيله را در لايهاى از پيه مذاب مىپوشانند ، بههمين دليل آنها به شكل ميله مىسوزند و تمام مىشوند . به هر حال پاى شمعهاى گچى به خانه بزرگان و اعيان هم باز شده است . اين شمعها را از روسيه وارد مىكنند و - به آن « شمع كافورى » مىگويند . براى جلوگيرى از چكيدن اشك شمع از لولههاى شيشهاى بلند شكمدار به نام مردنگى استفاده مىكنند كه از خارج به خصوص از اتريش وارد مىشود و گرانقيمت است . . .
براى تنظيف خيابانها هيچ عملى انجام نمىگيرد . اين را ديگر به ميل و دلخواه سبزيكارها
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص١٠٨