تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نگهدارى مىشود ، چنان كه فقط به دستور صريح وى شبها مىتوان به شهر وارد شد و اگر كسى بعد از ساعت 10 به كنار دروازه برسد ، ناگزير بايد شب را در زير آسمان به‌سر آورد . اما باز شدن اين دروازه‌ها و گرديدن درها به روى پاشنه ، چنان به سختى و نامطمئن صورت مىپذيرد كه درهم‌شكستن و فروريختن آن ، كار نادر و مشكلى نيست . چنان كه در طول اقامت من دوبار اين امر رخ داد . در تابستان 1854 ( م . ) / 1270 ( ه ق ) ، شاه در آن موقع در دو ميلى شهر سكونت داشت ، دستور داد فيل‌هايش را به نزدش ببرند . فيلبان شب ديرگاه با فيل‌ها بازگشت و با دروازه بسته مواجه شد . التماس و تهديد هيچ كدام مؤثر نيفتاد و وى از اين ترسيد كه مبادا فيل‌ها سرما بخورند و بيمار شوند . در حال استيصال ، به زور دو فيل دروازه را گشود . هنگامى كه شاه مطلع شد به خشم آمد و مىخواست دستور قتل فيلبان را بدهد . تنها تصور اين كه با اين كار دنيا را از ضعف شهر تهران خبردار خواهد كرد ، باعث شد كه مرد بيچاره نجات يابد . مدتى بعد شاهزاده دالگوروكى « 1 » در كالسكه مجللش از پل متحرك ارك مىگذشت ، در آنجا دروازه به هنگام گشودن از پاشنه درآمد و فروافتاد و نوكر و دو اسب او در اين ماجرا كشته شدند . . . عرصه داخلى شهر تقسيم مىشود به ارك . . . با ديوارى بلند و چينه‌اى و خندقى كه احاطه شده است و چهار محله كه از ميان آنها جديدترينش كه در شمال شرق است و در باغستانى بنا شده ، پر آب‌ترين ، سالم‌ترين و مرتفع‌ترين محله‌ها به شمار مىرود و به محله شميران موسوم است . محله جنوب ارك پرجمعيت‌تر ولى كم آب‌ترين محله‌هاست و كاروانسراها و بازار را در خود جاى داده است . . . محله غربى يعنى محله سنگلج بيشترين قصور را شامل مىشود و در عوض محله جنوب شرقى يا چاله‌ميدان فقيرترين و غيربهداشتىترين محله‌هاست . به همان اندازه كه ايرانى به نماى خارجى منزل توجه مىكند ، به همان اندازه در كار تأسيسات و عرض معابر است . كوچه‌ها تنگ ، زاويه‌دار ، بىنظم و بن‌بست است . چون كوچه‌ها به هم عمود نمىشوند و يكديگر را قطع نمىكنند ، ناگزير بايد آنها را دور زد . اين وضع روزبه‌روز بدتر هم مىشود . زير هركس مىتواند به ميل خود خانه‌اش را جلوتر بياورد و كوچه را از اين طريق تنگتر كند . در بعضى معابر به زحمت ممكن است دو حيوان باركش بتوانند به يكديگر راه بدهند ، به نحوى كه استران و شترانى كه بارهاى بزرگ كاه ، هيزم و غيره دارند ، مداوما راه را بند مىآورند . به تبعيت از اين اصل كه كوچه مال هيچ فرد خاصى نيست و به همه تعلق دارد ، مقابل خانه اعيان بار كاه ، برنج و غيره را خالى مىكنند و اين كار باعث مىشود كه ساعتها عبور از آنجا ميسر نباشد . . .
هامش
( 1 ) .Dolgoruki