جمله مهمترين آن اشاره به عزل اميركبير و چگونگى قتل او در كاشان است . « 1 »
ليدى شيل دربارهء ورود به تهران مىنويسد :
« در ورود به پايتخت شاهنشاهى با جنجالى بدتر از آنچه كه در تبريز ديده بودم مواجه شدم .
مخصوصا به هنگام عبور از محله تركمنهاى گروگان [ اين عده از تركمنهاى قبيله « گوكلان » استرآباد بودند كه در حدود چهل تا پنجاه خانوارشان در تهران به صورت گروگان جهت جلوگيرى از تجاوزات مكرر آنها نگهدارى مىشدند ] كه وضعى به مراتب شلوغتر از جاهاى ديگر داشت . در ميان جمعيت گاهگاه چند نفر زن هم مشاهده مىشدند ، كه البته اين كار با مزاج ايرانيها جور درنمىآمد . حركات غير عادى گروه اسكورت من برايم فوقالعاده تازگى داشت ، چون آنها به مراتب به سوى مردهايى كه به تماشا آمده بودند نعره مىكشيدند كه از مسير عبورش دور شوند تا مبادا چشم نامحرمى به من بيفتد . گاهى كه اين دستور توسط بعضى از مردان مراعات نمىشد و شخصى اصرار در نزديك شدن به تخت روان مرا داشت ، فورا به وسيله مأمورين به كنار كشيده و روبه ديوار نگهداشته مىشد تا تخت روان عبور نمايند .
پس از ورود به محل اقامت اعضاء هيئت سياسى انگلستان و ديدن باغچههاى زيبا و خيابانهاى دلگشاى آن كه فوقالعاده فرحبخش بود ، به عمارت بسيار جالبى كه با سبك انگليسى و كمى ايتاليايى بنا شده بود ، وارد شديم . در آنجا ، مواجهه با يك نفر ايرانى خيلى مرتب و خوشلباس كه بلافاصله وارد اتاق شد و با لهجه مخصوص اسكاتلندى از من دربارهء صرف صبحانه سؤال كرد ، خيلى برايم تعجبآور بود . اين شخص كه نامش « على محمدبيك » بود و تصدى تدبير منزل سفارتخانه را به عهده داشت ، زبان انگليسى را از يك مستخدمهء سابق اسكاتلندى سفارتخانه آموخته بود .
شوهرم چندساعت بعد در حالى كه خسته و خاكآلود بود وارد شد . براى استقبال از او . . . از ميرزا و تاجر گرفته تا گدا و لوطى حاضر بودند و جنجال و هجوم و غلغله را همراه با بساط قهوه و چاى و قليان برپا كرده بودند . در اينجا يكى از لوطىها نيز كه براى خودنمايى ، الاغى را روى دوش گرفته و در جلو ايلچى به دور خود مىچرخيد ، خيلى جلب توجه كرده بود .
اصولا ايرانيها علاوه بر رعايت اصول قراردادى ، روشهاى عجيب و غريبى در مراسم استقبال از خود ابداع كردهاند . به طور مثال محل اقامت ما در فاصله نيم فرسنگى تهران قرار داشت ولى چون برطبق رعايت اصول تشريفات مىبايستى محل انجام مراسم در يك فرسنگى
هامش
( 1 ) - خاطرات ليدى شيل . ص 3 ، نقل به اختصار .