جستين شيل « 1 » به تهران آمد و خاطرات خود را از اين سفر پس از بازگشت به انگلستان تحت عنوان جلوههايى از زندگى و آداب و رسوم ايران « 2 » در سال 1856 ( م . ) منتشر كرد كه ترجمهء آن در ايران با نام خاطرات ليدى شيل در دسترس همگان قرار دارد . « 3 »
سرهنگ جستين شيل ايرلندى در زمرهء افسران نظامى است كه در زمان عباس ميرزا براى تنظيم سپاه ايران از هند به ايران آمدند . هنگام جنگ ايران و انگليس بر سر هرات ، براى مدت كوتاهى از ايران رفت و سپس هنگامى كه در تاريخ 16 فوريه 1836 ( م . ) به ايران بازگشت به سمت منشى سفارت انگليس در تهران منصوب گرديد . در تاريخ 17 فوريهء 1841 ( م . ) نيز به درجهء سرگردى ارتقا يافت و آنگاه در سال 1844 ( م . ) / 1260 ( ه ق ) به عنوان جانشين سرجان مكنيل مقام سفارت انگلستان در ايران را بهعهده گرفت . وى تا اكتبر 1847 ( م . ) وزير مختار انگلستان در ايران بود و پس از آن براى يك مرخصى دو ساله عازم انگلستان شد . در همين فاصله محمد شاه فوت كرد و پسرش ناصر الدين ميرزا بر تخت سلطنت ايران نشست . به هنگام غيبت شيل از ايران ، امور سفارت انگليس را كلنل فرانت كاردار سفارتخانه سرپرستى مىكرد كه حيلهگرىها و دسيسهبازىهاى او معروف خاص و عام است و هموست كه با همدستى مهدعليا - مادر ناصر الدين شاه - در تهران توانست بلافاصله پس از فوت محمد شاه دست به كار شود و با آرام نگهداشتن اوضاع پايتخت ، تدارك مقدمات حركت ناصر الدين شاه را از تبريز به تهران فراهم كند و از اين بابت منت فراوانى بر سر شاه جديد و مادرش بگذارد تا آنكه حدود يكسال بعد از ورود ناصر الدين شاه به تهران 1849 ( م . ) بار ديگر كلنل شيل به عنوان وزير مختار انگليس به ايران آمد و تا سال 1852 ( م . ) 1296 ( ه ق ) كه از تهران رفت مقام وزير مختارى سفارت فوقالعاده را داشت .
در همين مأموريت سوم يا آخرى بود كه كلنل شيل همسرش را نيز با خود از انگلستان به ايران آورد و ليدى شيل هم خاطرات خود را از اين مأموريت به رشته تحرير كشيد . « 4 »
ليدى شيل از معدود افرادى بود كه از اندرون شاه و نيز با اغلب رجال آن زمان رفت و آمد داشت و از زندگى خصوصى و شرايط اجتماعى آن دوره مطالب جالبى را فراهم آورد كه از
هامش
( 1 ) .Justin Sheil( 2 ) .Glimpses of life and Mannetrs in Persia , London 1856 .( 3 ) . خاطرات ليدى شيل ، ترجمهء حسين ابو ترابيان ، ص 2 .
( 4 ) . اميركبير و ايران ، دكتر فريدون آدميت ، چاپ پنجم 2535 ( 1355 ) و نيز خاطرات ليدى شيل ص 7 و 8 .