تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
از آن سو حاجى - . . . به جماعتى از اعاظم و امرا نوشتجات خوش مضمون و پيغامات سراپا فسون مشتمل بر التزام وفاق و ترك نفاق فرستاد ولى اصلا سودى نبخشيد و فايده‌اى نداد . لاعلاج از عباس‌آباد عازم دارالخلافه شد كه در خانه و منزل خويش سكونت جويد و از وزراء دول خارجه استعانت جويد . فضان آقاى سرتيپ توپخانه كه مستحفظ ارك سلطنتى بود توقفش را مصلحت نديد ، با معدودى از همراهان به عزم آذربايجان ، عازم يافت‌آباد گرديد . رعايا و سكنه يافت‌آباد با زمانه يار و شعار روزگار را آشكار ساخته رعايتى به ظهور نرسانيده به اهانتش پرداختند . چون از يافت‌آباد فتح البابى روى نيافت رخ به بقعهء امامزادهء لازم التعظيم شاهزاده عبد العظيم آورد . . . و در آنجا متحصن شد . « 1 » از طرف ديگر چون معلوم شد كه حاجى از تهران فرار كرده ، مهديقلى ميرزا نيز به عباسيه رفت و باقى ماندهء اموال حاجى را هم او غارت كرد . « 2 » پس از اينكه ناصر الدين شاه به اتفاق اميركبير به تهران آمد حاجى ميرزا آغاسى كه همچنان در حضرت عبد العظيم پناهنده بود ، از كارداران دولت خواست كه اجازه دهند به عتبات عاليات برود و در آنجا دعاگو باشد . بالاخره با اين درخواست موافقت شد و ميرزا آغاسى به عتبات عاليات رفت و سرانجام در دوازدهم ماه رمضان سال 1265 ( ه ق ) در همانجا درگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . حقايق الاخبار ناصرى ، تأليف محمد جعفر خورموچى ، به كوشش حسين خديوجم ، ص 36 - 37 نقل به اختصار . ( 2 ) . صدر التواريخ ، اعتماد السلطنه ، ص 179 - 180 . ( 3 ) . همان ، ص 181 .