تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
شرح
( 286 ) - زبده : نهادند . ( 287 ) - آ : صف . ( 288 ) - زبده : ايستادند . ( 289 ) - زبده : قريب صد هزار . ( 290 ) - كذا درك ، در نسخ ديگر ، چهار يك ، صورت جمله در زبده : يك گز در چهار يك شرع . ( 291 ) - زبده : مقدار دويست هزار ديگر . ( 292 ) - زبده : در دست ايستاده و صفها راست كردند . ( 293 ) - زبده : مقدار پنج پايه و بر آن تخت . ( 294 ) - فقط ك ، زبده ( 395 ب ) : و با شاه ( به جاى مردى ) . ( 295 ) - با ، ق ( ص 322 ا ) و نه كوچك نه كوسه ، زبده : و نه كوچ [ كوسج ] . ( 296 ) - با ، ق : درازتر . ( 297 ) - زبده : بر بالاى صند [ لى ] كه بود . ( 298 ) - ق ، زبده . ( 299 ) - زبده : كرده ( به جاى گره زده ) . ( 300 ) - زبده : + خوب . ( 301 ) - زبده : + آن روز . ( 302 ) - ك : تغير . ( 303 ) - زبده : از جانبين ختائيان صفها كشيده بايستادند . ( 304 ) - ق ( ص 323 ) ، زبده : مقدار هفصد كس بودند . ( 305 ) - بابب ق : در گردن الخ ، زبده : در گردن و بعضى زنجير و بعضى يك دست بر تخته گرفته و بعضى پنج و شش را گردنها بر يك تخته دراز بند كرده و سرها از تخته بيرون هركس حسب مرتبه و قدر گناه ، ق : بند كرده ( به جاى در بند كرده ) . ( 306 ) - زبده : + ايشان . ( 307 ) - اين درست نيست رك به يول ( ج 1 ص 207 مقدمه ) . ( 308 ) - زبده : القّصه چون بنديان رفتند . ( 309 ) - زبده : چنان كه تا به تخت پادشاه مقدار پانزده گز مسافت ماند . ( 310 ) - زبده : يك كس ازان ميران كه تخته در دست دارند . ( 311 ) - ق ، زبده . ( 312 ) - بب : ايلچى . ( 313 ) - زبده : + و زبان‌دان عربى و پارسى و تركى و مغولى و ختائى و كلمچى ميان پادشاه و ايلچيان . ( 314 ) - آ ، زبده ( 396 ب ) : داشت . ( 315 ) - زبده : + عربى و پارسى و غيره كه تابع او بودند بر گرد مسلمانان بايستادند و گفتند .