شرح
( 133 ) مطلع : آوردند ( و در بعضى نسخ : دهد )
( 134 ) كذا
( 135 ) مطلع : راستست
( 136 ) اصل : بودند كه
( 137 ) مطلع : كوشكه ( جنيلق يا جينلق )
( 138 ) مطلع : منقل و جايگاه آتش
( 139 ) مطلع : در يك خانه
( 140 ) اصل : در تصحيح از روى مطلع
( 141 ) اصل : همچنين ، مطلع : سجنين ( و سجين در اكثر نسخ ) ، امّا يول( I , ccvi )مىگويد كه لفظ چينىsoe jenاست كه بمعنىPaLace manيا خواجه سراست ، و مرادش درين محل اين استan officer who has charge of the ambassadorsگمان مىشود كه در نسخهء اصل اين كتاب سجسين نوشته بود كه محرف سجن است . امّا در بعض جاها اين لفظ در كتابت محرف شد .
( 142 ) به ظاهر بمعنى ساز و سامان است ، كرك پوستين و پشم را گويند و يراق بمعنى سامان ضرورى است ( چنانچه يراق كردن بر صفحه 297 س 16 بمعنى سامان سفر و آماده كردن آمده است ) پس گوييا معنى تركيب اوّلا سامان پوشيدنىها باشد . در آئين اكبرى گر كيراقخانه بمعنىWardrobeآمده است ، و به تعميم مطلق ساز و سامان در كتب لغة اين لفظ را نيافتم .
( 143 ) مطلع : شقاول ، صاحب لغات نوائيه مىنويسد كه شيغاول آن كسى است كه ايلچيان را مصاحب باشد ، بقول قاترمير در حواشى اين سفرنامه :is one who introduces the ambassadorsشقاول و بحوالهء تاريخ رشيدى شقاول را مرادف مهماندار قرار داده ،Shawدر فرهنگ تركى نوشته است كه شقاول صاحب منصبى كبير است نزد شاهان ايشياى وسطى : حاكم بر قاضىها و ملاها .
( 144 ) در مطلع افزوده است : تا روز آن زمان قرب دويست سيصد هزار آدمى جمع شده بودند ، چون روز شد آن سه دروازه را گشادند .
( 145 ) مطلع : بپاى تخت ، دادگاه ( محمد شفيع به صورت به پاى تختى كه داد [ گاه ] است ضبط كرده ولى به استناد پنج سطر بعد آن را به پاى تختگه داد ضبط كردم . ا . ا . )
( 146 ) اصل : روى ازدوان
( 147 ) اصل : دوهانى
( 148 ) اصل : جب ، تصحيح از روى مطلع
( 149 ) اصل : حدشه ، مطلع : جوشه
( 150 ) اصل : لكسن ، مطلع : هركس
( 151 ) اصل : است از