شرح
( 52 ) اصل : شكجو
( 53 ) اصل : برسكار
( 54 ) مطلع : مجوزه ( و در نسخه مجوره ) بر صفحه 283 اين لفظ را مخوره نوشته است .
( 55 ) مقرنس بناى بلند و مدوّر را گويند كه با نردبان بران روند . . . و بمعنى رنگ برنگ هم آمده و در كنز اللغات عربى نوشته : عمارتى را گويند كه نقاشى كرده باشند و هفت قلزم . قاترمير او را مرادفVarnishedقرار داده است و يول او را اينطور ترجمه كردهCovered with lacquer of . cathayاما به گمانم محال نيست كه مراد مصنّف اين استSurmounted with spires , in the . Cathay on fashion( 56 ) اصل : ختاى ، عبارت مطلع السعدين اينطور است : و درين شهر چند بتخانه هريك قريب به ده جريب
( 57 ) اصل : معذور تصحيح از روى مطلع
( 58 ) اصل قوعو ، امّا در مواضع ديگر قرعو و قراغو ، امّا در مطلع السعدين در هر موضع قرغو نوشته است .
( 59 ) كذا به هر موضع ، امّا در مطلع السعدين كى دىفو نوشته است ، ( و در بعضى نسخ قو بجاى فو )
( 60 ) مطلع :
( 61 ) چوكى و پاسدارى
( 62 ) اصل : بيوست .
( 63 ) اصل : شكجوه تا همجو ، تصحيح از روى مطلع
( 64 ) قعجو از شكجو ، تصحيح از روى مطلع ، قمجو -Konchen( 65 ) اصل : پرغه ، مطلع السعدين : يرغه ( در بعضى نسخ يرقه ) ، يورغا اسپ راهوار را گويند ( رسالهء فضل اللّه خان )
( 66 ) مطلع : جپنو ، چنو ، بيسفو ( باختلاف نسخ ) . كاترمر در ترجمهاشTchifouنوشته است ، يعنى كه چيفو بوده باشد در اصل .
( 67 ) مطلع : بر سر گره ، امّا رجوع كنيد به ص 285 س 1
( 68 ) يعنى بسته
( 69 ) ( - جلو )
( 70 ) اصل : تعصب ، مطلع : بتعصّب و در بعضى بتعصّب ( حبيب السير : باقويان بتعصّب يكديگر پيشپيش اسپ دوند )
( 71 ) در مطلع السعدين اين لفظ را دراسون نوشته است ( به معنى شراب برنج است ، ا . ا . )
( 72 ) مطلع : دوسون