باد افتاد ، كمكم مىرفت . قريب ظهر باد مراد بند شد . از رابغ « 102 » يك منزل شترى بالا رفته ، قريب مغرب لنگر انداختند ، قريب كناره .
كوهها در دريا بسيار امروز آمدند . سه ساعت شب باقيمانده لنگر برداشتند . هوا بود ، لكن مثل ديروزى باد مراد نبود ؛ خداى تعالى كريم است .
- بفضله - يازدهم ذى قعده روز مبارك پنجشنبه : تولد مبارك حضرت امام ثامن ، ضامن غريبان سيّد الإنس و الجانّ ، مدفون خاك خراسان ، على بن موسى الرضا - عليه ألوف التحية الثّنا - است . روز جشن مؤمنين و مؤمنات ؛ از بركت آن سرور من و همهء مؤمنين و مؤمنات ان شاء اللّه تعالى به مراد دارين برسند و از بلاهاى دارين محفوظ مانند و در حفظ و حمايت الهى باشند ، بمحمّد و آله الطّاهرين . جهاز كه از سر شب مىرفت ، هوا بود . لاكن از طرف پشت نبود ، از طرف دست راست بود . هفت داو از جدّه به ينبوع مىرفتند . وقت عصر جهاز لنگر انداخت . چرا كه هوا بد بود ، و خرابه سنگ هم بسيار داشت . از اين سبب از خليص - بفضله - گذشتم . شب - بفضله - به آرام گذشت . ليكن هوا بالكل نبود ، بلكه گرم بود .
- بفضله - دوازدهم ماه ذى قعده روز مبارك جمعه : جمعهء گذشته به ينبوع البحر رسيده بوديم . صبحى نماز خوانده ، لنگر برداشت . هوا كم بود لكن شمال بود . قريب ظهر هواى مراد شدّت كرد . جهاز خوب مىرفت . قريب عصر بندر جدّه پيدا شد . يك ساعت روز مانده لنگر انداختند . - بفضله - من ميرزا محمد على و ملا على نقى را خط ابراهيم پاشا داده ، نزد سيد على آغا حاكم جدّه فرستادم . بسا مردم و ناخدا محسن هم به كنار رفتند . ما مانديم . تمام شب - بفضله - به آرام در جهاز ماندم . هوا بالكل بند بود ، بلكه گرم بود . تشنگى بسيار كشيدم . آب تمام شده بود .
- بفضله - سيزدهم ذى قعده روز شنبه : صبحى كشتىهاى كرايه آمدند . در اين بين ميرزا محمد على و آخوند ملا على نقى معه امير البحر از طرف حاكم آمدند .
به آدمان ما بسيار اعزاز و اكرام كرد . من بعد من و بيگم صاحبه قبله و غيره و
هامش
( 102 ) . در اصل : رابق .