بيماراند ؛ اللّه تعالى شفا دهد .
- بفضله - هفتم جمادى الثانيه روز يكشنبه : صبحى به حرم شريف رفته ، از آنجا به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبير و عاشوره خوانده ، نماز و دعا بالاى سر خوانده ، به خانه آمدم . ميرزا اسماعيل ناظر و آخوند محمد لواسانى و محمد صاحب آمده نهار خوردند . چنانچه ميرزا اسماعيل را در اينجا تمام روز داشتم .
به سبب گرمى هوا اوشان در چادراند . وقت ظهر تاب نمىآرند . آقا حسن بيماراند . با وجود [ اين ] آمده بودند . بعد ظهر سيد زين عرب حمل اللّيل آمده بودند . وقت عصر ميرزا اسماعيل ناظر و آخوند و آقا حسن به حرم شريف رفتند .
وقت مغرب به حرم شريف رفته ، نماز مغربين كرده و زيارت كرده ، به خانه برگشتم . هوا بسيار گرم بود .
- بفضله - هشتم جمادى الثانيه روز دوشنبه : صبحى به حرم شريف رفته ، از آنجا به بقيع رفته ، زيارت جامعهء صغير و عاشوره خوانده ، به خانه آمدم . ميرزا اسماعيل ناظر به قبا رفتند . وقت قريب مغرب به حرم شريف رفته ، نماز مغرب و خفتن بهجا آورده و زيارت و دعاى بالاى سر مبارك خوانده ، به خانهء خود - بفضله - آمدم .
- بفضله - نهم جمادى الآخره روز سه شنبه : صبحى اوّل به بقيع رفته ، زيارت جامعهء سيوم : « السّلام عليكم أئمّهء المؤمنين و سادهء المتّقين و اللّهمّ إنّى زرت هذا الإمام . . . » خوانده ، به حرم شريف رفته ، زيارت دو معصوم مظلوم - عليهما الصّلوهء و السّلام - كرده ، آمدم . عجمها و عربها را از قلعه بيرون مىكنند . سيّد حسين آدم ما را هم زدند . بعده آدمان اسماعيل آقا را طلبيده ، گفتم كه اين چه ظلم است .
بعده آدمان را كه از ما بودند كسى مزاحم نمىشود . باز عصر عجمها را اندرون شهر گذاشتند . اين كه بازى است . شب باز به حرم رفته ، نماز و زيارت كرده ، آمدم . تمام شب پشت بام خوابيدم .
- بفضله - دهم جمادى الثانيه روز چارشنبه : - بفضله - صبحى به حرم رفته ، از آنجا به بقيع رفته ، زيارت سيوم جامعهء كبير خواندم . بعده براى ديدن حاج ميرزا رضا قلى و ميرزا رجب على لنبونى و احمد خان و آقا ابراهيم صندوقدار رفتم .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص١٤٤