صالح نشسته بود . بعده نزد ميرزا اسماعيل ناظر رفتم . شنيدم كه بعضى از عجم زيارت عاشوره در حرم مىخواندند . آن بياض را نزد قاضى بردند و عجم را زدند . غرض ، عجمها بد كار كردند . باز وقت مغرب به حرم رفته ، هردو نماز جهريّه كرده ، زيارت كرده ، به خانه آمدم .
- بفضله - سيوم جمادى الثانيه سنهء 1231 هجرهء مقدسه روز چارشنبه : صبحى به حرم شريف رفته نماز و زيارت كرده ، به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبير و عاشوره خوانده ، از آنجا به خانهء سيّد ناجى صاحب رفته ، به خانه آمدم . وقت ظهر خواب ديدم كه سيد ناجى گفته بودند كه بر ديوار حجرهء مباركه مشبّك است . همانطور در خواب ديدم كه پرده برداشته شده است و شبكهها نمود شده است . من بسيار خوش شدم . زيارت مىخوانم ، لاكن قبر مطهر ظاهر نيست . بعده از پايين پا من داخل حجرهء مباركه شده ، بيگم صاحبه را اندرون حجرهء منوّره آورده ، زيارت حضرت خير المرسلين - صلى اللّه عليه و آله - مىخوانم . بعده توسّل حضرت امام رضا - صلوات اللّه عليه - مىخوانم .
امروز شهادت مظلومهء معصومهء سيده ، جگرگوشهء سلطان الانبياء - صلى اللّه عليه و آله - به يك روايتى است ؛ لعن اللّه على اعداء آل محمّد أجمعين . و بعد ظهر من و بيگم صاحبه و عيال ميرزا محمد حسين صاحب در حرم در حجرهء منوّره داخلى كرده ، تاس لوله و سفيد بر مزار مبارك حضرت بتول انداختند . و به حرم شريف رفته ، نماز مغرب و عشا خوانده ، آمدم .
- بفضله - چارم جمادى الثانيه روز پنجشنبه : امروز صبحى به حرم شريف رفته ، نماز و زيارت كرده ، به بقيع رفته و زيارت جامع كبير و عاشوره و غيره خوانده ، به خانه آمده ، همراه سيد درويش و محمد صاحب نزد اسماعيل آغا رفته ، از آنجا نزد اذن على « كه حاكم . . . . پاشاست » « 76 » رفته ، باز به خانهء اسماعيل آغا همراهش آمدم . بعد به خانه آمدم . وقت عصر در حرم رفته ، در حجرهء مطهّره چراغ روشن كرده ، به بقيع رفتم « در بقيع كسى كه به جهت زيارت بقيع مىرود و
هامش
( 76 ) . دو كلمه ناخوانا . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .