تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
زيارت مىخواند ، « 77 » اهل مدينه او را رافضى مىگويند . از اين سبب نرفتم » . و در آن‌جا ديدم همراه من بسيار كج [ كذا ] هستند . ولى آخر الامر به مزار ابراهيم بن رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - رفته ، نماز مغرب به هزار محنت و رنج كرده ، از دور سلام ائمهء طاهرين كرده ، همراه عثمان ، صاحب خانهء من كه حالا در خانهء وى به كرايه مىمانم ، به حرم شريف آمدم . نماز عشا در حرم شريف كردم و باز به خانه آمدم . - بفضله - پنجم جمادى الثانيه روز مبارك جمعه : صبحى در حرم شريف رفته ، نماز و زيارت كرده ، به بقيع رفته ، زيارت جامعهء صغير و عاشوره خوانده ، نزد حضرت ابراهيم قرآن خوانده ، همراه محمّد صاحب و علامه محمّد به جاى حسنين - عليهما السلام - امير - عليه السلام - و نبى - صلى اللّه عليه و آله - « يك روز رسول خدا و امير المؤمنين رفته بودند و حسنين آمدند و گرسنه شدند . جبرئيل - عليه السلام - مائدهء بهشت آوردند . هردو ايشان تناول فرمودند . همين جاست . » رفته ، نهار خورده ، به مسجد استسقا « سالى كه در وقت حضرت باران نباريد ، آن سال حضرت در آن‌جا نماز استسقا كرده بودند و باران باريد » رفته ، نماز كرده ، به خانه آمده ، در خانهء عبد الرّحمن شيخ الخطبا رفتم ؛ چرا كه او پيش از اين براى ديدن ما آمده بود . در آن‌جا وزير قاضى مدينه طيبه آمده ، از من بسيار محبّت كرد . بعده باز به خانهء خود آمده ، باز وقت نماز جمعه به نماز جمعه رفته ، نماز ظهرين و زيارت كرده ، به خانه آمده ، باز به مغرب به حرم شريف آمدم . باز به خانه آمدم . عجم‌ها را اذن على بيرون كرده ، تأكيد نمود كه در بازار هيچ‌چيز به ايشان نفروشند . - بفضله - ششم جمادى الثانيه روز شنبه : صبحى به بقيع رفته ، زيارت كوچك خوانده ، به حرم آمدم . نماز و زيارت كرده ، به خانه آمدم . باز قريب مغرب به حرم شريف رفته ، نماز كرده و زيارت كرده ، به خانه آمدم . امروز سخت گرم بود . هواى گرم مىآمد . ميرزا اسماعيل ناظر خيمه طلبيده بود ، فرستادم . باز ميرزا عبد الوهّاب و زنش و آقا رجب على لنبونى و آقا ابراهيم صندوق‌دار و غيرهء مردم
هامش
( 77 ) . « و زيارت مىخواند » حدسى است . داخل گيومه در حاشيه آمده است .