تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و جناب ميرزا آقا بزرگ برادرش از جملهء فضلا و علما و جمعى [ 207 پ ] ديگر در عرصهء وجودند .

مرحوم قاضى اسد قدس سره العزيز

يكى ديگر از عالمان سالفين كه در زمرهء عرفا و منقطعين دار المؤمنين است مرحوم قاضى اسد ، مسقط الرأسش كوپاى اصفهان ولى ساكن كاشان [ است ] ، از رسايل و شمايل مضامين قصايد و رباعياتش رساله‌ها به نظر رسيده كه الحق هر فردى از آن كتابى است از حكمت و معرفت و نصيحت ، از جملهء اشعار او :
اى همه تو ، غير تو در دهر كو * غير تو در كوچه و در شهر كو
و از جملهء رباعيات :
قاضى اسدا مرگ فراموش مكن * با بو الهوسان دست در آغوش مكن بر خيز و بپاى خود بقبرستان رو * اين بار جنازه را بهر دوش مكن
گويند يك روز قبل از ممات خويش بمرقد و مدفن خود شتافت و در عرض راه با شور و سرور ارتجالا بعضى رباعيات بر زبان رانده كه رباعى مزبور يكى از آن مقوله است و چون به آن موضع رسيد بنشست و ابياتى چند بىمحابا انشاد نمود كه اين دو فرد از آن جمله است :
ولى اللّه اسد در وقت جذبه * ز عقل اولين بالا نشسته مقام لى مع اللّه محمد * اسد آن [ 208 ر ] قاضى كوپا نشسته