صيفى از قبيل خربزه و هندوانه و پنبهزار و خيار اذيت ميكنند و از درنده كفتار بزراعت خربزه و هندوانه و شغال « 1 » در [ 168 ر ] خانههاى شهرو بلوك به مرغ و طيور خانگى و گرگ بگلهء گوسفند هميشه مشغول خسارت و گزند ميباشند ، اگرچه پلنگ را عادت آنست كه اگر گاهى خود را بآغل « 2 » و حصار گوسفندى افكند عجيب نيست كه دويست سر گوسفند را بكشد و گلوى هريك را جويده خونش را فى الجمله مكيده ديگرى را متعرض شود . ولى نظر به آنكه پلنگ كمياب است گاهى در كوه گوسفندى صيد كند تا بعد از دو سه سال دو قريه و زاغه « 3 » خود را افكنده ضررى بزرگ رساند .
و اما از گزنده عقرب زيادتر اذيت مىكند ، زيرا كه مارهاى اصل شهرو قراء حومه و گرمسير را از قديم خواجه نصير طوسى منتر و طلسم كرده مطلقا نميگزند و اگر بگزند صدمه نيست ، و مارهاى سردسيرات اگرچه بعضى چنانند كه بمحض گزيدن كل بدن را سياه و تباه كرده مهلت مداوا نميدهند ولى اغلب را حاجى على نقى مرقى و بعد از فوت او پسرش بجزئى دوائى كه برگ گياهى از كوهسار قريهء مرق است در كمال سهولت بدن را يعنى نزديك بموضع مار گزيده را تيغ زياد كشيده آن دوا را گرد كرده بر آن پاشيده شفا مييابند [ 168 پ ] و اين مار گزيدن شايد سالى يك نوبت و دو نوبت اتفاق افتد .
ولى عقرب در كاشان و محال كاشان سواى سردسيرات بسيار است
هامش
( 1 ) - اصل : شقال
( 2 ) - اصل : عاقل
( 3 ) - اصل : ضاقه