پس چون حامل به منزل اول رسد و مشك را بياويزد ناگاه جوقى از مرغان سياه و سفيد كه سينهء آنها سفيد است و جثهء آنها باندازهء سارى است به قدر دو هزار يا بيشتر و كمتر بر دور آن درخت و اطراف دشت بهيأت اجتماع پرواز ميكنند ، منزل به منزل بيايند تا مقصد و آب مشك را به چهار طرف حدود آن بلد ريزند . ناگاه مرغ ملخ در رسد و آن ملخ به قدر اشتها بخورند و چون سير شوند همى سراشيب شده ملخى را از هوا يا زمين در ربوده با منقار دو نيمه ساخته بيندازند و در ظرف دو روز بالتمام ملخ را [ 156 ر ] ناچيز كنند و اين تفصيل مكرر بتجربه رسيده .
خلاصه در آن زمان كه ملخ اطراف كاشان را فرا گرفت و دانستند كه شتوى بلوك را از جو و گندم و نخود و ساير حبوبات و صيفى بلده و گرمسيرات را بالتمام نابود خواهند ساخت مسرعى تندسير بصوب قزوين گسيل داشتند ، تا مراجعت نمود ملخ كار خود را كرده بود و آن سال جوشقان غالى و ميمه و كامو و وركان و محوطهء نراق و كمره و كزاز و حدود بروجرد را ملخ پرداخت و چنان قحط و غلائى شد كه در كاشان غله بيست من به وزن شاه سيزده تومان يافت نميشد و جمعى مردم از گرسنگى تلف شدند و آن قحطى بيشتر از سه چهار ماه به طول نكشيد . چون آبها زياد بودند و در زمستان و پائيز هم بارندگى بيحساب شد زراعت زياد كردند ، در سر خرمن گرانى بارزانى مبدل گرديد .
و بايد دانست كه چون عرصهء زراعت كاشان تنگ است و زراعت گندم لابد كمتر ميكنند زيرا كه هرزمينى را كه گندم بكارند تا اول تابستان خالى نميشود و زراعت صيفى را [ 156 پ ] نميشايد لهذا زراعت شتوى اصل شهرو گرمسيرات منحصر بجوكارى است و جو در چهلم عيد
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٢٠٤